پاتوق فرشته ها ورود بیجنبه هاش ممنوع

              

 

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

 

 

 

  تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 10:37  توسط BITMIN  | 

دخترها چند نوع داداش دارند؟

1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن 2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره

داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خرخون تاموقع امتحان براش تقلب بنويسه

5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش)


شباهت انرژي هسته اي با زن دوم از نظرمردها:

1) هر دو تاش حق مسلم ماست ـ 2) هر دوتاش مربوط به آينده ميشه ـ 3) هر دو تاش بايد مخفيانه پيگيري بشه ـ 4) در هر دو صورت پرونده ت ميره شوراي امنيت

انيشتين رفت درس خوند معروف شد ذكريا تحقيق كرد كاشف شد ابوعلي سينا مطالعه كرد دكتر شد حالا تو بيكار بشين چرت وپرت بخون

 

اما تو بگو «دوستي» ما به چه قيمت؟

امروز به اين قيمت، فردا به چه قيمت؟

ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ

این حسرت دریاست تماشا به چه قيمت

يك عمر جدايي به هواي نفسي وصل

گيرم كه جوان گشت زليخا به چه قيمت

از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست

تاوان تو را مي‌دهم اما به چه قيمت

مقصود اگر از ديدن دنيا فقط اين بود

ديديم، ولي ديدن دنيا به چه قيمت

 

عشق یا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

 

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

درد یادرمان؟؟///////

 


مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو…

« ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.

سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:

« عزیزم ، شام چی داریم؟ »

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:

« عزیزم شام چی داریم؟ »

و همسرش گفت:

« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: « خوراک مرغ » !!

 



زندگی مشترک

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت: "من خسته ام و دیگه دیر وقته، میرم که بخوابم".

مامان بلند شد، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد، سپس ظرف ها را شست، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد، قفسه ها را مرتب کرد، شکرپاش را پرکرد، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پر کرد. بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت. اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت. بعد ایستاد و خمیازه ای کشید، کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت. بعد کارت تبرکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت، آدرس را روی آن نوشت و تمبر چسباند؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هر دو را در نزدیکی کیف خود قرارداد. سپس دندان هایش رامسواک زد.

باباگفت: "فکرکردم گفتی داری میری بخوابی"

و مامان گفت: "درست شنیدی دارم میرم."

سپس چراغ حیاط را روشن کرد و درها را بست. پس از آن به تک تک بچه ها سر زد، چراغ ها را خاموش کرد، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت، جوراب های کثیف را در سبد انداخت، با یکی از بچه ها که هنوز بیدار بود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد، ساعت را برای صبح کوک کرد، لباس های شسته را پهن کرد، جا کفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد، اضافه کرد. سپس به دعا و نیایش نشست.

در همان موقع بابا تلویزیون را خاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: "من میرم بخوابم" و بدون توجه به هیچ چیز دیگری، دقیقاً همین کار را انجام داد!

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

تا نوشته بعدیم دوست بدارید تا دوستتان بدارند
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 9:12  توسط BITMIN  | 

 بازم سلام به همه ی دوستان گلم اینبار هم اومدم تو ماه مهر ماه

 میگند فروردین وبهار فصل دوستی اما من میگم که بهار واسه عاشقی  ودل دادن ودل سپردن مناسب اما مهر ماه واسه دوستی و دوستداشتن

نظر شما چیه ؟

            

 

یادتون روز اول مدرسه ها

من هر وقت کلاس اولیها رو میبینم ناخداگاه گریه ام میگیره نمیدونم واسه چی؟

شاید دلم میخواست کلاس اولی بودم یه جورای مثل اونا سرخوش و مست یه جورای

مجنون واقعی بیخیال وبهتر اینکه مورد لطف اطرافیانم بودم کیف پر از خوراکی

بوسهای پشت سر بغل کردن وآرامش دادنم حتی با ریختن یه قطره اشک

اما الان اگه ساعتها گریه کنم دیگه آغوش بازو بوس پشت سر هم نیست اگه هم پیدا شه آرامش واقعی نیست

دیگه جیب پراز پول بیخبرو کیف پر از خوراکی نیست راستش بخودم حق میدم که با دیدن کلاس اولیها گریه ام بگیره شاید دلیلش این باشه


راستش هنوزم منتظرم یه روز یه خانوم و آقای پولداری بیان خونمون،


بعد مامانم بگه عزیزم ما تا حالا بهت دروغ گفته بودیم اینا پدر و مادر واقعی تو هستن…

     

نصیحت ماه مهر

بزرگترها همیشه میگند عزیزم تو مدرسه یا تو دانشگاه سعی کن آدمهای را پیدا کنی که خوب باشند و آدمهای بد را رها کن یه جورای باهاشو نپر......

اما من معتقدم که باید خوبیها را تو آدما پیدا کنیم و بدیهاشونا نادیده بگیریم چون هیچکس کامل نیست

 

بگذریم .. به نظر شما زندگی چرا اینقدر پیچیده شده؟ خوب میشه بهش فکر کرد

آیا دلتان برای کسی تنگ شده؟ خوب با او تماس بگیرید

آیا میخواهید اورا ببینید؟ خوب دعوتش کنید

آیا سوالی دارید؟خوب بپرسید

آیا میخواهید درک شوید؟خوب توضیح دهید

آیا چیزی را دوست ندارید؟بیان کنید

آیا چیزی را دوست دارید؟ خوب ابرازش کنید

آیا چیزی را میخواهید؟ درخواستش کنید

اگه کسی را دوست دارید ؟خوب بهش بگید بگید که دوستش دارید

 

رمز موفقیت میدونید چرا بعضیها موفقند ؟واسه اینکه بیشتر موفق باشید میدونید باید چکار کنید؟

اگه قولی دادید به آن عمل کنید

اگر عشقی دارید قدرش را بدونید

اگه گفتید تماس میگیرید این کار رابکنید

اگر کسی به شما اعتماد کرد به آن احترام بگذارید

اگر اشتباهی مرتکب شدید خوب عذر خواهی کنید

اگر در طلب اعتماد هستید بدستش آورید

تا موفق شوید...................

 

این ماه آخرین تولدها را دارم چون یکسال پیش آبان ماه بود که تولدهارا واستون نوشتم یعنی مسئولیتم تموم شده یادتون باشه اول عشق دوست خواهر برادرتون را بشناسید تا بتونید بهتر باهاش درد دل صحبت ومحبت کنید

 

چون همه ی کسانی که به زندگی شما وارد میشوند دلیلی دارند یا شما برای تغییر زندگی به آنها نیاز دارید یا خود کسی هستید که زندگی آنها را تغییر خواهید داد

واین امر فقط نش اءت میگیره از ماه تولدشون پس بزن بریم

               

تولدها مهر ماه

مرد مهر:صداقت وایثارگری اش شما رابه خود وابسته میکند طبیعتش با عشق ومحبت عجین شده است وای بحال شما اگر دوکفه ترازووی اورا بهم بزنید ظاهری آرام و لبخندی شیرین دارد احساس مسئولیت تا آخر عمر با اوست جنس مخالف وازدواج برایش مهم وتعادل روحی ورفتاری داردگاهی معلومات عمومی خوبی دارد حاضر جواب است اجتماعش اگر کوچک باشد اجتماعیست .از شلوغی وجنجال میگریزد پدری مهربان وبا نظم برای بچه هاست تنها مشکلش مشکل بودن تصمیم گیریست یعنی تصمیم گیری کاری دشوار برایش است

تولد ت مبارک مرد مهر ماهی

زن مهر: خانه داری خوب با دستپخت عالی رفتاری مهربان وبا محبت البته جدی از جنجال وجر وبحث دوری میکند پاسخ مستقیم به سوالات شما ندارد یعنی حاضر جواب نیست همسر برای او معنی خاص یکی بودن وشریک واقعی را دارد بعد از پدر برایش شوهر بالاترین مقام است در مادیات ولخرج و بی حساب وکتاب خرج میکند روز مبادا را نمیشناسد پول را ابزار زندگی میداند فرزندانش مرتب ومهربان تربیت میشوند زن مهر گاهی سختگیرو خودخواه میشود ولی کینه در قلبش جایی ندارد

تولدت مبارک زن مهر

 

دلم میخواد این مطالبا با دقت بخونید چون ماه ماه یادگیری البته من کوچیکتر از اونیم

 که یاد بدم باید بگم که این ها را هم خودم یاد گرفتم اما خوندنش خالی از لطف نیست

بخشش کنید اما نگذارید از شما سوئ استفاده شود

عشق بورزید اما نگذارید با قلبتان بد رفتاری شود

اعتماد کنید اما ساده و زود باور نباشید

حرف دیگران رابشنوید اما صدای خودتان را از دست ندهید

با خودم گفتم با عشق چه کنم ؟غرور گفت غیر ممکن است

تجربه گفت :خطرناک است

عقل گفت بیهوده است

دل زمزمه کرد اعتمادش کن

نگران آنچه پشت سرما میگند نباشید آنها کسانیند که بجای یافتن کاستیهای زندگی خودشان مشغول یافتن کاستیهای زندگی شما هستند

مشکل فکرهای بسته این است که دهانشان پیوسته باز است

یادتون باشه از اینکه میمیرید یا روزی نیستید ناراحت نشوید از اینکه بدون تغییر از بدو تولد تا کنون خواهید رفت نگران شوید

مهمترین چیز در زندگی

یادمون باشه هم آکنون که ما پیوسته در حال نفس کشیدن هستیم کسی نفسهای آخرش را میکشد پس دست از گله وشکایت برداریم وبیاموزیم که چطور با داشته هایمان زندگی کنیم پس خدا را شکر کنیم برای سلامتی که بالاترین نعمتهاست

آرزوی من شادو سلامت بودن شماست

راستی حالا که اول سال تحصیلی مواظب خودکارتون باشید میدونید چرا؟

چون اگه خودکارتا گم کنی نمیتونی جزوه بنویسی اگه جزوه ننویسی نمیتونی درس بخونی

اگه درس نخونی واحد هاتو پاس نمیکنی اگه واحدهاتو پاس نکنی مدرک نمیگیری اگه مدرک نگیری کار

پیدا نمیکنی اگه کار پیدا نکنی غذا نداری که بخوری گرسنه میشی اگه گرسنه شی لاغر میشی

اگه لاغر بشی زشت میشی اگه زشت بشی کسی باهات ازدواج نمیکنه اگه ازدواج نکنی بچه دار

نمیشی اگه بچه دار نشی افسرده میشی اگه افسرده بشی مریض میشی اگه مریض بشی میمیری

پس مواظب خودکارت باش که گم نشه والا میمیری

بباها شم واسه من نظر بزار

مرسی از نظراتتون گله ها شعرها و همه ی فرستاده هاتون با این اینترنت ؟واقعا ممنونم

تو این ماه بازم بهتون سر میزنم البته با یه داستان اگه عمری باشه قبل از آبان

دوستون دارم دوست بدارید تا دوستتان بدارند شاد شاد شادشاد همراه با سلامتی

یادت باشه خداوند هیچ دری را نمیبندد مگر در دیگری را باز کند

تا نوشته ی بعد ...................................................................

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 9:15  توسط BITMIN  | 

سلام سلام صدتا سلام به شهریوریهای عزیزم

تولدتون مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

 اینبار اومدم واستون بترکونما چون خیلی از عزیزانم شهریوریند

شهریوریها تولدتون مبارک

                             

 

مردشهریور: نکته بین وتجزیه وتحلیل روش کار اوست عدم موفقیت اورا غمگین وگوشه گیر میکند  برای یافتن زوج مناسب خویش بسیار وقت میگذارد.اهل رویا و پرواز در آسمانها ودور دست  نیست

محبتش دائمی است با ملاحضه و فداکار است احساس مالکیتش فراوان است کمی حسادت دارد دستو دلباز است زیاد میانه خوبی با بچه ندارد اما اگر پدر شود بسیار بسیار پدر خوبی است

نگرانیش را به رویش نیاورید واگر لازم شد حواسش را سمت دیگر جلب کنید درمواقع سختی انتظار پرستاری دلسوز از شما دارد و خودش نیز بهترین پرستار برای دردهایتان میباشد.

تولدتون مبارک آقایون همسرها وعشقهای شهریوری که من خیلی  بهتون ارادت دارم

                                             

 

زن شهریور: این خانم از شکست هراس ندارد زیرک ونکته بین است سیاره حاکم بر او بسیار پر از رعدو برق است کوچکترین انتقاد اورا بهم میریزد درجستجوی محبت وشادی است اراده وقدرت عجیبی در تصمیم گیری دارد

برای گذشته افسوس نمیخورد اهل ظاهری زیباست و آراسته بودن جنس مخالف برایش مهم است

در جمع دوستان موجب شادی ونشاط را فراهم میکند توجه دیگران را بر میانگیزد مادری منظم است بچه هایش با ادب واصولی بار می آیند خانه اش آراسته و منظم است حسادتش درونی است پرستار خوبی در سختیهاست

تولدتون مبارک خانمها ناز شهریوری خدا کنه صد سال  شاد زندگی کنید نه اینکه زندگی کنید

                                              

                                        

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

تولدت مبارک

از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم

"خوابم می‌‌آید"

می‌گویم "یـــــــارم می‌‌آید"

وعده ی ما همان رویای‌ همیشگی . . .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1391ساعت 11:7  توسط BITMIN  | 

میدونید عشق یعنی چی     عشق این نیست که مدام کنار هم در اغوش هم باشیم

عشق یعنی همیشه حتی زمانی که معشوقت  نمیدونه حست نمیکنه کنارش نیستی

حسش کنی به یادش باشی ونفسش بشی

این عشق واقعی.................

عشق یعنی

 

 

 

دنیا اونقدر کوچیکه که هیچ دلی تنها نیست ودل من فقط به عشق تو میزنه حتی

اگه فاصله ما را از هم جدا کنه

دعا کن دلم بوسه باران بگیرد واین درد جانسوز درمان بگیرد

دعا کن دلم رنگ آیینه گیرد وتنهایی از عشق پایان بگیرد

   

یادش بخیر روزهای یکی بودنمان کجای نیمه گم شده ام

دلم واست تنگ شده      هم نفس  ...............................

 

و من بی تو............................

 

عکس های عاشقانه و احساسی به یاد تنهایی ها

شكست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت

به گريه گفتمش: آري، ولي چـه زود گذشــت

 

کارت پستال عاشقانه عشق من کجایی؟!

بدون تو زندگیم کویره   ............

افسوس که هر چه بیشتر میگردم کمتر پیدایت میکنم 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 12:57  توسط BITMIN  | 

 

 آگهی ازدواج من زن میخوام.....................

پسری هستم به سن سی و سه فارغ از درس و کلاس و مدرسه

مدرک لیسانس دارم در زبان دارم از خود خانه و جا و مکان

خروسم و خواهم زبهر خودمرغ مانده ام در حسرت یک زوجه خوب

مبل و اسباب و لوازم هر چه هست

پنکه و سرویس خواب و فرش و تخت


هست موجود و اسباب ولوازم خانه ام کامل است پول نقد و زانتیا هم شامل است

هرچه گویی هست و تنهازنی  نیست برسرم گیسو و زُلف و موی نیست

ترسم از بی همسری گردم تلف بر دهانم آید از اندوه کف

کاش جای این همه پول و پِله گیر میکرد خانمی جیگر توی تله

میشدم عبد و غلام ناز خود می نمودم چاره درد موی خود

گیسوانی عاریت چون یال اسب می نشاندم بر سَرَم با زور چسب

زلف خود را چون پریشان کردمی عیب زلف خویش پنهان کردمی

آنچنان شوری زخود برپاکنم تاکه شاید در دلش ماًوا کنم

بارالها تو کرم کن  بر من زنی را خود مرتب میکنم این موی را

 

 اگه کسی حاضر زن همچین پسری بشه  فقط با وبلاگ بیت مین رز تماس بگیره  هر چند کسی  دیگه با این اراجیف خام نمیشه  همه دنبال یه چیزند صداقت و وفاداری



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

متولدین مرداد ماه

زن مرداد: مشگل گشای دوستان درمسائل مادی و معنوی راه حلی برایتان پیدا میکند به نظم  ونظافت خود اهمیت میدهد در محیطی که باشد رهبر است ذکاوت و هوش او تحسین برانگیز است

ولی متاسفانه زیاده روی او اطرافیانش را پر رو  پر توقع میکند او متکبر است فرزندانش را به دانش و هوش تشویق میکند تا جایگاه اجتماعی بالای داشته باشند{تولدت مبارک زن مرداد}



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

مرد مرداد:رمانتیک اهل دادن هدیه مثل گل ونامه باید به او احترام بگذارید تا انرژی کامل بگیرید   قلبی مهربان  احساس مالکیت او سیری ناپذیر است عاشق اینست که ازش تعریف و تمجید شود وای اگر

غرورش جریحه دار شود رام کردن این شیر خیلی راحت است از شکست ومسخره شدن بیزار است عقایدو نگاه آنها برایش مهم است.

یادتان باشد شیر حاضر است بمیرد اما در روی صحنه ودر معرض تشویق دیگران باشد{تولد مبارک مرد مردادی}



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

تا خاطره رو سهمیه بندی نکردن میخوام بگم خاطرتو خیلی میخوام

لحظه های خسته ام را بی نگاهت رنگ نیست، در فضای سینه ام جز یاد تو آهنگ نیست

مثل ستاره تو قشنگی اما تنها فرقی که تو داری؟؟ اونا زیادن اما تو تکی

افتخارم همه این است که در یاد منی هرچه دیدم همه زشت است تو زیبای منی

خواستم زنده بمانم غم یاران نگذاشت، خواستم غم نخورم دوری خوبان نگذاشت

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی قلب من اونجاست تو تنها نیستی

تا جان به تنم باشد / یادت به سرم باشد / تا سر ندهم بر باد / هرگز نروی از یاد

رفتیو ندیدی که محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد وابستگیم را به تو باور کردم


میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما قصه میگن پیش خدا خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو پیش خدا


تا که از جانب دوست نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره بی اثر است


منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم مقصرش دلتنگیه من که گناهی ندارم

برای آدمای نابینا شیشه و الماس فرقی نداره پس اگه کسی قدرتو ندونست فکر نکن تو شیشه ای ، اون نابیناست


باز باران بارید خیس شد خاطره ها ،مرحبا بر دل ابری هوا ، هر کجا هستی باش ، آسمانت آبی ، و تمام دلت از غصه دنیا خالی.


زندگی حکم اوست چند برگی را تو ورق خواهی زد مابقی را قسمت . قسمتت شادی باد


رنج را آشفته در لبخند پنهان می کنم تا دلش غمگین نگردد هر کسی با ما نشست


هیچگاه به کوچه بن بست ناسزا نگو رنج بن بست بودن برایش کافی است


روزها رفت ولی یاد تو کمرنگ نگشت سالها رفت و دل ساده من سنگ نگشت ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود نامت از صفحه این خاطره کمرنگ نگشت


انسان ها چند دسته اند: 1-نرم تنان شیار دار 2- سخت پوستان خیار دار

تا سلام دیگر بدرود دوستبدارید تا دوستتان بدارند
 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 23:21  توسط BITMIN  | 


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید
تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود

از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم

 

گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین

من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود

 

با توجه به سیر صعودی و پرشتاب قیمت لبنیات

این روزها هر چه بیشتر گاو باشی ، بهتر است !

 

لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد . . .

.

کلاْ افرادی که ازدواج میکنند دو دسته اند :

آنهایی که از جانشان سیر شدند و آنهایی که قصد جان دیگری را دارند !

 

این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه "ش" اضافه می خوندم

تو به قلبم "عق " زدی و من اونو "عشق" می دیدم

تو برای دلم "ور" زدی و من اونو "شور" زدن دلت می دیدم

تو اراجیفت رو "عر" می زدی و من همه اونها رو"شعر" می دیدم

تو ارزش یه "اه" رو هم نداشتی اما من تورو "شاه" می دیدم !

  تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

تقدیم به سربازان عزیز ومعشوقهایی که به علت سربازی مجبورند از عشقشون دور باشند

از آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد
بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

 

هر روز تنگ غروب تو سربازی

صفا داره لب مرز تیر اندازی

تا چهل چراغ پادگان روشن میشه

سر دیگ عدسی غوغا میشه

توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس

بخورم ، نخورم گرسنه می مونم

قدر آش ننم رو حالا می دونم

.

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد
نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

 به سلامتی اون سربازی که یواش از ژادگان جیم میشه به عشق اینکه به عشقش بزنگه و ۴۵ دقیقه پشت خط معشوقش میمونه

  تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

مطمئنا خیلی از ما ها اینا راشنیدیم که پزشکی با هزینه خود جان بیمار دردمند

پر هزینه ای را از مرگ نجات داد

 

یا رانند ه ای کیف پر از تراول وطلا را به صاحبش برگرداند

 

یا معلمی جان خود را بخطر انداخت و جان شاگردش را از اتش نجات داد

 

یا مامور وظیفه شناسی که هیچوقت به اغوش خانواده برنگشت

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا اینها راشنیده اید؟

اما آیا تا بحال اینها را چی شنیده اید

 

پسری دختری را از دریا گرفت و بعد از نجات جانش آنرا به سلامت و با ضمانت تحویل خانواده اش داد؟

 

یا پسری با جوانمردی تمام دختردانشجویی که همه ی مدارکو پولهایش به سرقت رفته بود را بدون هیچ چشم داشتی ساپورت کردو چند روزی به او جا و مکان داد!

{البته لازم به ذکر است بدون هیچ چشم داشت ونظر بدی }

 

یا پسری بعد از دیدن دختری در نت و بدون پرسیدن سایزها واندازه های مختلف اولین سوالش گرفتن ادرس خانه دختر برای امر خیر بود!!!!!!!!!!!!!!!

 

یا چند تا پسر با دیدن چند دختر بروی نیمکت پارک خیلی مودبانه راهشان را کج کردند !!!!!!

 

یا پسر جوانی بعد از برداشتن ماشین باباش با دیدن دختر زیبای در خیابان دچار حادثه نشد و خود وماشین را به سلامت به مقصد رساند وآنشب کتک که نخورد هیچ جایزه

پسر سر بزیر را هم دریافت کرد!!!!!!!!!!!!

یا پسر جوانی با دیدن گریه دختری برای از دست دادن طلا و جواهرات .وآبرویش او را به نزدیکترین طلا فروشی برد و بعد از خرید طلا او را به عقد خود درآورد؟

 

یا اینکه پسری با دیدن سه دختر خوشگل وناز و  بی جاو مکان در یک شب طوفانی در زیر باران جلوی پای آنها ترمز کرده وبعد به دوتا از دوستانش زنگ زد {نه عذر میخوام

اشتبا ه شد} او نه به کسی زنگ نزده بلکه با گفتن مدام اعوذو بالله من الشیطان الرجیم انها را به نزدیکترین مسافر خانه شهر رساند.

یا استادی با اینکه دخترک اهل شوخی و مزاح و سبک سری بودبرای او نمره واقعی اش را گذاشت !!!!!!!!

 

یا خیلی چیزهای دیگه آیا تا حالا شنیدید یا نشنیدید چیه دارید شاخ در میارید

چی میشه بجای دختری را کشتند سوزاندند قطعه قطعه کردند اینها بشه تیتر اول روزنامه ها ؟.........

 

حالا واسه بهتر درک کردن نوشته های من داستان زیر را بخوانید

اون شب خونمون غوغایی بود با اینکه گاهی از این دور هم جمع شدنها داشتیم اما

اون مهمونی خاص بود مهمونی من بود مهمونی که پسر عمه هام و دختر عموهام و دختر خاله هام با حسادت وبزرگترها با چشم تحسین نگاهم میکردند

مادرم که یه چشمش اشک بود یکیش خنده. میخندید چون دخترش تک رقمی کنکور شده وباعث افتخار و سر بلندیش وگریه میکرد بخاطر اینکه این دختر ناز نازی چند ماه

دیگه باید بره شهری که فرسنگها ازمادرو خونوادش دوره شهری که پر از گرگ است در لباس میش

ومن شادو سرمست از این همه غرور با اینکه تا اون روز همه ی نمراتم یاد نداشتم که کمتر از 20 بوده باشه و از ابتدایی مورد تحسین خونواده بودم اما اون شب برام با ا

رزشترین بود

طی یکسال گذشته خواب خوراک تفریح و گردش را برای خودم حرام کرده بودمو فقط به قبولی در دانشگاه میاندیشیدم

رتبه تک رقمی کنکور پزشکی کار هر کسی نبود اما من فقط یک هدف داشتم

مستقل شدن چون تا اون روز همیشه کنارم پدرو مادرم بودند درسته که خوب پرواز کردمو اوج گرفتم اما بالهایم پدرو مادرم بودند

من براشون عزیزترین بودم که حتی آب خوردنم را هم کنترل میکردند اما اینهمه نگرانی آنها مرا گستاخ وکور کرده بودو تنها هدفم مستقل بودن بود

بلاخره روز رفتن فرا رسید خاله ام گفت شادی جان تو با آمدنت به خونه ی پدرومادرت شادی بخشیدی اما خدا کنه از این به بعد با شنیدن موفقیتهات شاد تر بشوند ..عمه ام گفت شایدم برعکس

گفتم یعنی چی عمه منظورتونا نمیفهمم . خاله ام گفت :هیچی عزیزم منظور عمه جان این که تو تا به امروز اگه به اینجا رسیدی از زرنگی خودت نبوده ها بلکه از

حمایتهای پدرومادرت بوده تا اینجاش تو فقط تلاش کردی و درس خوندی اما از اینجا به

بعدش که خود واقعیتا نشون میدی هر چی که بشی چه دکتر چه بیمار خودت مصوبشی متوجه شدی ..

با خنده گفتم باشه هر چی شما بگید همونه خاله جونم فقط مواظب مامان گلم باشید

در حالی که اشک چشمای مادرمو میدیدم اما تو دلم انگار قند میساییدند و من فقط به پرواز می اندیشیدم وبس.

روزای اول دانشگاه و اشنایی بچه ها و گفت وشنودها به سرعت باد گذشت مریم

دوستم خیلی دختر خوبی بود نمیدونم چی شد که یهو شدم خواهرش بهم میگفت آبجی شادی همه ی درد دلهامون پیش هم شد.

دوماه از اومدنم گذشت تا اینکه یه روز جلوی بوفه دانشگاه پسری خیلی راحت و

خونسرد خودشا بهم نزدیک کردو گفت : میشه ما را هم به یه چای مهمون کنید راستش کیفم بالا جا مونده.

نگاهی بهش کردمو هزینه چای مرتضی را حساب کردم

رفتم سر یه میز که دیدم اومد کنارم نشست وگفت :فکر کنم شما دانشجو پزشکی

هستید درست حدس زدم. مثل همیشه لبخندی زدمو گفتم آره درسته.خلاصه با گفتن یه جمله از اون و یه خنده از من کار به اشنایی بیشترو دوستی گرفت.

 

من گاهی مرتضی را میدیدم اما نه همیشه وقتی جویای علتشم شدم گفت :نمیخوام جلو چشم بچه ها باهم دیده بشیم و دوست داشت بیشتر رابطمون

تلفنی شکل بگیره.

من از اینکه اینقدر حجب وحیا درش میدیدم خوشحال بودم تا اینکه یک روز از مریم خواستم به خیابون بریم چرخی بزنیم و یکم خرید کنیم.

وقتی با مریم از پاساژ بیرون زدیم مریم گفت :شادی ببین اون مرتضی نیست که تو ماشین اون خانمست داره سیگار میکشه نه؟اونه؟

خودشه نه ؟چی؟ چی میگی مریم ؟مرتضی کجا بود بریم دیگه. بدجور بهم ریختم مریم دروغ ندیده بود خودم عکس مرتضی را بهش نشون دادم یکی دوبارم که تو

دانشگاه با هم بودیم مریم از دور مرتضی را دیده بود پس دلیل واسه دروغ دیدنش نبود .

در اولین فرصتی که از مریم جدا شدم به مرتضی زنگ زدم و من احمق بجای پرسیدن که کجاست وچکار میکنه صافو صادقانه دیده هامو ازش پرسیدم!

مرتضی هم خیلی راحت گفت :آره اشتباه ندیدم و اون خانم خواهرش بوده که حامل خبر بدی از خونوادش شده که اون مجبور به کشیدن سیگار شده!

مرتضی خیلی راحت و بی مقدمه در حین حرف زدن گفت:شادی الان بهت احتیاج دارم میشه یکم از شادی وجودتو از لبخندهای قشنگتو نصیب من هم بکنی بدجور

بهم ریختم خواهش میکنم یه جور بیا بیرون ببینمت.

گرفتگی صدای مرتضی و حس و حال خودم آشوب عجیبی تو دلم انداخت یعنی باید برم یا نه؟ اما انگار باید میرفتم حس غرورم میگفت: شادی تو بزرگ شدی اونقدر که

بفهمی چکار درسته چکار اشتباه.باید بری و به درد دل مرتضی گوش کنی شاید اتفاق بدی واسش افتاده که عاجزانه از کسی مثل تو شادی میخواد والا اینهمه دختر...........

با این حرفها آماده شدم مریم که خبر دار شد بهم گفت شادی بیخیال شو بزار ارتباطتون فقط یه تلفن و گاهی دیدن تو دانشگاه باشه بیشترشا بزار واسه آینده

واسه خونواده ببین سعید که میدونی داره مثل خودمون پزشکی میخونه منا دوست داره ولی اونقدر حجب وحیا داره که رفته و آدرس خونمون و شماره پدرما از استادمون

گرفته حتی سراغ تو که بهترین دوستم هستی نیومده بزار اگه دوستت داره بجای اینکارا یه فکر دیگه ای بکنه ! شادی منطقی باش....

..به مریم خندیدمو گفتم بیخیال رفیق چی میگی تو؟ مریم گفت:اصلا مرتضی چرا دانشگاه نمیاد چرا اینجا تو را نمیاد ببینه؟تو چقدر ازش میدونی دختر.

گفتم فقط اینقدر میدونم که خیلی مرد چون نمیخواد رابطمون جلو چشم همه باشه.

مریم گفت :مسخره است .این طور حرف زدن از یه دانشجو پزشکی بعید تو از اون هیچی نمیدونی و میخوای باهاش رابطه داشته باشی.

برای اولین بار سر مریم داد زدم آخه تو چکاره ی منی دختر سر پیازی یا ته پیاز تا بود پدرو مادرم حالا هم تو بابا من بزرگ شددددددددددددددددددددددددددددددددددم.

به مرتضی زنگ زدمو گفتم بیاد دم در دانشگاه. بعد یکم دورزدن او از من خواست که به خونشون برمو خونه وزندگی مرتضی را ببینم من با یه لبخند خواسته مرتضی را رد کردم

وگفتم فعلا بچرخیم وبحرفیمو بخندیم خونه دیدن باشه بعد از عقد

ناگهان مرتضی تو خنده وشادی من چنان ترمز کرد که فرم صورتم کلا بهم ریخت

برو پایین شادی برو زود باش برو پایین....

چی شده مرتضی چرا اینطوری میکنی؟

هیچی وقتی تو به من اطمینان نداری پس بهتره راهمون همین الان جدا بشه!

وا این چه رفتاری از یه آدم سالم اینکار بعیده من گفتم فعلا واسه خونه دیدن زوده بعدشم اگه هدفت اینکه دوتایی باشیم الانم تنهاییم کسی پیشمون نیست خیلی

راحت میتونیم حرفها و درد دلهامونا به هم بگیم

مرتضی یکم اروم شدو دستما گرفت

شروع کرد به حرف زدن ..تا اون روز با هیچ مرد غریبه ای تنها نبودم هیچکی دستما نگرفته بود خدای من یعنی مرتضی میتونه خوشبختم کنه یعنی اون مرد آرزوهای منه

نمیدونم اون روز وروزهای بعد چطور اومدندو رفتند که فهمیدم دیگه بدون مرتضی حتی نفس کشیدن واسم ممکن نیست

اما مرتضی برعکس من روز به روز سردتر میشد تا اینکه یک روز وجود موجود بیگناهی را درون شکمم احساس کردم

با عجله به مرتضی زنگ زدم وازش خواستم تو اولین فرصت ببینمش اما اون طبق معمول گفت فعلا تو سفرم وچند روزی واسه دیدنش باید منتظر بمونم.

واسه اطمینان پیش دکتر رفتمو موقع برگشت اونقدر آشفته بودم که نای راه رفتن نداشتم تو پارک نزدیک مطب چند دقیقه استراحت میکردم که ناگهان مرتضی را با

دختری دیدم

خستگی و درد درونم وفراموش کردمو فوری به سمتش پریدم مرتضی این کیه؟تو مگه نگفتی مسافرتی؟

مرتضی وقتی دادو هوار مرا دید سریع کنارم کشیدو شروع کرد به مهمل بافی سرش داد زدم خیلی پستی این بچه اینم وضع من تو دنبال؟؟؟؟؟

نگذاشت حرف تموم بشه محکم سیلی به صورتم زدو گفت:چیه؟ چی فکر کردی یه نگاه بخودت بکن دختره ی معتاد بدبخت بی کس وکار! تو یه دختر شیشیه ای هرزه

ای که میتونی هرکاری بکنی برو بمیر برو گم شو والا ازت شکایت میکنم.............

وای خدای من من با خودم چکار کردم؟

وقتی واسه فرار ازتنهای به مرتضی وکثافت کاریهاش پناه بردم

وقتی شب امتحان واسه رسیدن به ارامش پناهم مرتضی بود.

چطور میتونه اینقدر بیرحم باشه ؟

نه این مرتضی نبود که بیرحم بود این خود من بودم که اینقدر بیرحمانه به خودم به خونواده ام به آینده ام وبه این بچه بیگناه ظلم کردم

جواب خوبیهای پدرمو چطور دادم با بیشرمی تمام؟ وقتی اون بابای بیچاره من سالها یه لباس میپوشید ولی برای من لباس جدید فصل را میخرید

روزو شبش شده بود آینده زیبا ودرخشان من!

چه فکرها واسم داشت محل مطبما از همان زمان زیر سر گذاشته بود!

همیشه میگفت :دخترم تو باعث سرافرازی من هستی من به تو اعتماد دارم !

یا مادرم که هر روز هزار بار دلواپسانه بهم زنگ میزدو هر هزار بار هزاران بار گریه میکرد که مواظب خودم باشم!

جواب اونهمه محبت اونهمه اعتماد؟ ونتیجه تمام گستاخیهاو غرور کاذب واعتماد به نفس بیجای من.

چطور مادرم تو چشم فامیل نگاه کنه؟ چی بگه ؟بگه دخترم مدرکشا گرفت بگه جواب همه اشکهاش بیخوابیهاش دلواپسیهاش داده شد؟

نمره های خوبش تبدیل شد به هیچ؟

یادمه جواب گریه های مادرمودلشوره هاشو با فریاد دادمو گفتم :مامان من دیگه بزرگ شدم من دیگه میفهمم خوب وبدرا میشناسم

ومادرم آروم گفت :میدونم دختر کوچولوی من بزرگ شده ومن از این بزرگ شدن میترسم

میترسم دخترم چون هرچقدر تو بزرگ باشی دنیا بزرگ تر از تو است .

ومن چه کور بود...............................

سنگینی گناه خودم اونقدر زیاد هست که تاب کشیدن یه بیگناه دیگرا ندارم

چی بگم به کی بگم چطور بگم اگه گفتند مرتضی کی بود چطور شناختیش

بگم اومد خونمون تو کلاس دیدمش یا استادم معرفیش کرد یا........نه مرتضی حیوونی بود در جلد انسان

حیوونی که باظاهر معصومانش گاهی به دانشگاه میومد تا جوونای ساده وپاک را الوده موادی کنه که بهش میگفت آرام بخش حیوونی که اگه یکی مثل من از بودن

کنارش امتناع میکرد اول الودش میکرد تا خود به خودوابستش بشه واو به خواسته اش برسه

آره من شادی دختری که با اومدنش شادی به همه ی دور وبریهاش بخشید خودش غمگین ترینو سرخورده ترین وتنهاترین دختر دنیاست

ای کاش هیچ وقت نمیگفتم من بزرگ شدم ومن میفهمم

ای کاش همیشه کوچک بودم

این واژه ی اعتماد چیست ؟

کاش هیچوقت خونواده ام بهم اعتماد نمیکردند و مرا تنها نمیگذاشتند تا من هم به مرتضی اعتماد کنم چون من لایق این اعتماد نبودم

 

لعنت به اعتماد بیجا..................لعنت بر من

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

 

شما اگه جای شادی بودید چه میکردید؟یکم فکر کنید؟ چندتا شادی داریم ما؟چند تا مرتضی؟ بهم بگید شما چه نظری دارید شاید نظر شما موجب کمک به شادی و

شادیهای دیگه بشه...مرسی

 

انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند

نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

نظرات

مرسی از همتون تو این دوماه که امارگیر گذاشتم همتون نهایت محبتا نشون دادید

واقعا ممنون خدا کنه لایق محبتهاتون باشم همتون عزیز هستیدو با محبت.....

احمد آقای عزیز مرسی از اعتمادت باید بگم که شما خیلی خوشبخت هستی که چنین خانم مهربان و خانمی داری

باید بهت بگم که خانم شما از بس شما را عاشقانه دوست داره و عاشقتونه حتی دوست نداره دخترتا ببوسی یا بغل کنی

پس خوشحال باش و صبر کن و بیشتر به خانمت توجه کن  حتی اگه بهت خودش گفت بچه را بغل کن شما خودتا بزن به بی میلی 

و مدام بهش بگو ونشون بده که اول خانمت واست مهمه مطمئنم منظورما میگیری یواش یواش خوب میشه

بازم مرسی که برام درد دل کردی خدا ملیکا کوچولوتا وخانمتا واست  نگه داره

  در ضمن منتظر نظرات خوبتون که نشون دهنده ی معرفتتون و نظرات انتقادی که نشون صداقتتونه هستم

دوستبدارید تا دوستتان بدارن بهم سر بزنید

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 19:57  توسط BITMIN  | 

بر مستی من حد سزاوار زدند

با شک و یقین تهمت بسیار زدند

حلاج شدم ولی به کفرم سوگند

دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com


به نام یگانه هستی او که من را برای تو وتو را برای دیگری آفرید...

 

دوستان گلم فکر کنم دیگه فمنیسم بودن بسه گناه دارند  البته خودم هم گناه دارم چون احتمال داره هک بشم ویروس مخرب دریافت کنم  فیلترم کنند  تهدیدم کردند همه رقمه تو خیابون یهو با ماشین بهم بزنن فرار کنم شاید باورتون نشه اما خیلی میترسم هر قدمی بر میدارم حس میکنم یکی پشت سرمه تا کلکما بکنه

هر بار زنگ خونمون بصدا درمیاد با خودم میگم نکنه باراک اوباما نکنه از سیا اومدن نکنه  خلاصه دیگه بسه

پسرها قول دادند دیگه خوب باشند ادم بشند و ....

 

نازکتر از بلورم و نرم تر از حرير ، اگر قصد شکستن داري ، سنگ بي انصافي است ، يک تلنگر کافيست

 

 

در ضمن من به این نتیجه رسیدم که همیشه پسر بودن هم بد نیست   وای کاش گاهی مرد بودیم

کاش گاهی مرد بودم

می شد تنهاییم را….

به خیابان بیاورم

سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم

کاش گاهی مرد بودم

می شد شادی ام را….

به کوچه ها بریزم….

با صدای بلند بخندم…

و هیچ ماشینی…..

برای سوار کردنم….ترمز نکند

کاش……!!!!!!

ولی دوستان گلم یادتون باشه

هرگز به دیگران اجازه ندهید قلم خودخواهی دست بگیرند

دفتر سرنوشت را ورق زنند ، خاطراتت را پاک کنند

و در پایانش بنویسند قسمت نبود . . .

یادتون باشه به هیچکس نگید دلم اندازه یه مورچه است زود واست تنگ میشه چون ارزش هر دو یکی میشه ...له شدن واز بین رفتن

 یادتون باشه  که بعضیها مثل سگ هم نیستند چون سگ بفهمه دوستش داری با وفا میشه ولی بعضیها بفهمند دوستشون داری هار میشند

 

ویادتون باشه از دوستی بین ما هیچ کس منفعت نمیبره بجز

رستورانها کافی شاپها ایرانسل همراه اول ......................

و یادتون باشه............. خیانت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 سه تا رفیق با هم میرن بهشت
نماینده خدا میاد پیششون و میگه هر کدوم از شماها توی دنیا کمتر به زنتون خیانت کرده باشید اینجا ماشین بهتری سوار میشید
نفر اول یه ده باری خیانت کرده بوده و بهش بنز میدن
دومی سه بار خیانت کرده بوده بهش فراری میدن
سومی که خیانت نکرده بوده بهش بوگاتی میدن
... ... روز بعد این سه نفر باهم نشسته بودن اونی که بنز سوار بود خیلی ناراحت بود
دو تای دیگه بهش میگن چی شده حالا مگه ، بنز هم که بد نیست
اونم میگه نه موضوع این نیست
دیروز زنم رو اتفاقی دیدیم با یک دوچرخه از جلوم رد شد

 

 

 ...

 

خداوندا ...

جای سوره ای به نام ""عشق"" در قرآن تو خالیست...

که این گونه اغاز شود:

وقسم به روزی که دلت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت

 

من برمیگردم به ماههای قبل دوست دارم همونطور بنویسم که خیلیها دوست داشتند

چون خندیدن حق مسلم همه ی ماست 

 داستان واقعی {طنز}     

خانمی برای درمان مشکل نازایی به پزشک مراجعه کرد .پس از ازمایشات ومعاینه بسیار ودقیق پزشک گفت علت فقط مرد میباشدو باید از پدر جایگزین استفاده کرد

زن از این موضوع ناراحت شدو رد کرد اما چون مرد بچه میخواست ناچار زن قبول کرد مرد گشت تا جوانی که لایق این کار باشد بیابد

روز موعود فرا رسید ولی چون همسایه طبقه بالا هم از عکاسی درخواست کرده بود تا برای گرفتن عکس تولد فرزندش مراجعه کند

از بد حادثه عکاس جوان در منزل زوج نابارور را زد

سلام من برای موضوع بچه آمده ام.............زن: بفرمایید

مرد من کمی عجله دارم چون باید چند جایی دیگر بروم...........زن باشه پس بریم اتاق خواب

مرد:حرفی نیست اما در سالن بهتر کار انجام میشه ولی مهم نیست از اتاق خواب شروع میکنیییییم

دوتا اتاق خواب دوتا حمام دوتا سالن دوتا..... زن:ای وای چندتا؟

مرد:هرچه بیشتر بهتر کار درست تر اما هر چند بار که شما مایل باشید من حرفی ندارم

عکاس همانطور که از کیف خود آلبومی را در اورد گفت: مایلم نمونه کارهایم رانشونتان دهم من همیشه روشی بکار میبرم که مشتریانم بهتر بپسندند

مثلا این یکی بچه نازو زیبا را ببینید این وسط پارک انجام شد مردم همه برای تماشا جمع شدند

مادر اول ممانعت کرد چون خیلی پرتوقع بود ومرتب بهونه میگرفت مجبور شدم برای آرام کردنش از دوتا از دوستانم کمک بگیرم علاوه بر اون یه بچه گربه هم مدام دم ودستگاه را گاز میگرفت

زن بیچاره باحیرت وتعجب به سخنان مرد گوش میداد

مرد افزود این دو قلو راهم ببینید:حیرت زن به نوعی سرگیجه مبدل شد ه بو د

اما درمورد این یکی کار یکم سخت تر بودمادرش بشدت عصبی شده بود اما ارامش کردم و گفتم شما تا روتونو برگردونید کار تمام شده

و او همچنین کرد کار بخوبی وخوشی پایان گرفت

حال نوبت شماست شما حاضرید زن سری تکان داد..مرد گفت بسیار خوب من میروم و سه پایه را میاورم

زن گفت سه پایه برای چی؟ مرد گفت :چون وسیله کار بسیار بزرگ  است ودر دست جا نمیشه کار دشواری در  پیش داریم

وخانم.............خانم کجا میرید چرا فرار میکنید بخدا حواسم هست خانمممممممممممممممممممم

    

 

این منم ،

تازه از سر جلسه امتحان بلند شدم ،

خوب نگاه کنید،

همه چی طبیعیه،

هیچ چیز غیر عادی دیده نمیشه،

این یه رازه که فقط استادم میدونه!

ایزی لایف

پوشک محافظ دانشجویان

مخصوص امتحانات

 

ز خرخوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا رو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد

ایام جانگداز امتحانات بر همه دانشجویان تسلیت باد

به نظر شما این نخیه است؟یا

 

یا این  ؟جواب فرمول  میدونید چیه ؟ داستان بخونید میگم

فرمول عشق! + عکس متحرک

به نظر شما این فرمول چیه؟ عجله نکنید بهتون میگم البته بعد این داستان..

داستان واقعی

 شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

 

مرگ آن قدر ترسناک است و نه زندگی آن قدر شیرین، که آدمی پای بر شرافت خود بگذارد. امام علی(ع

 

 

 

اگر فقیر بدنیا بیایید این اشتباه شما نیست اما گه فقیر بمیرید بزرگترین اشتباه شماست

 

  ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ فلک

هر که از دیده مان رفت ز خاطر ببریم

یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت به خواب

دل به عشق دگری داده ز آنجا بپریم

وسعت دیده ما خاک قدمهای تو بود

خاک زیر قدمت را به دو دنیا بخریم

 

اینم جواب اون فرمول بالا  تو چی حدس زدی؟

فرمول عشق! + عکس متحرک

 

 

متولدین تیر ماه

مرد تیر:شوخ بذله گو سر خوش سر به هوااما در خلوت بسیار جدی خنده ها و غصه هایش بسیار طولانی گاهی سرشار از محبت گاهی عصبی اهل شعر وشاعری تاجر خوب وزبردست بیحساب پول خرج نمیکندبه روز مبادا فکر میکند خریدهایش چشمگیر بینظیر اگر لایق محبتش باشید کادو زیاد دریافت میکنید

زن تیر:با محبت پر انرژی وصادق همسر یا عشق متولد تیر ماه اگر میخواهید اعصاب خانم یا معشوقه خرچنگ ارام باشد حساب بانکی اش را پر کنید خنده وگریه را برای خود خریده اید عاشق پیشه ومتغیر است چیزی در دلش نیست خانه دار دستپخت خوبی دارددوست خوبی است اگه لایق محبتش شوید وفادار تا سر حد مرگ است صبر حوصله ویژگی اوست

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

به سلامتی پنگوئن که با این قد کوتاهش لات لاتی راه میره

به سلامتی دانشجویی که با اینکه از اون درس مشروط میشه بجای اینکه کنسلش کنه مغرورانه میره امتحان میده و میافته و به روی مبارک خودشم نمیاره

بسلامتی راننده ای که 24 ساعته تو جاده است وپشت ماشینش مینویسه فقط به عشق همسرم میرونم

به سلامتی مادری که وقتی بچه اش راه میافته واسش کفش جیک جیکی میخره

به سلامتی مادری که با هر بار افتادن بچه اش هزار بار میمیره

یه سلامتی مادری که واسه یاد گیری یک کلمه بچه اش هزار بار اونا تکرار میکنه

به سلامتی بچه هایکه وقتی همون مادر پیر شد زمین گیر شد ونتونست کلماتش را درست ادا کنه اونا به دورترین آسایشگاه میبره

 

به سلامتی پسربچه های قدیم که با زغال سبیل و با پنبه ریش میزاشتند تا واژه {مرد} را از بچه گی اعلام کنند

وبه سلامتی مردهای امروز که با برداشتن زیر ایرو و بند زدن صورتشون واژه ی مردونگی را هم محو کردند

به سلامتی پدری که دارو ندارشا زحمات چندین سالشو میفروشه واسه دکتر شدن بچه اش میفرسته اون ور اب وبجاش یه معتاد ایدزی تحویل میگیره

به سلامتی انگور که ..غورش .رسیدش .آبش.سیاهش .سبزش .قرمزش.زردش.پیرش.ترشش.شیرینش.همه رقمه پرمنفعت

به سلامتی مردی که روز زن صدتا کارت عزیزم تو تنها عشق منی میخره

به سلامتی پدری که نصف شب از خواب پا میشه وکولر را خاموش میکنه

به سلامتی اونای که ظاهر وباطنشون یکی

به سلامتی سیگاریی که همه ی سیگارشا به عشق پوک آخرش میکشه

به سلامتی اونای که از صبح تا شب تو چت روم دنبال یه دوست دختر میگردند تا اددش کنند و روز بعد چراغشونا واسش خاموش کنند

به سلامتی خواهروبرادرای هم خونی که اسمشون گوشه موبایل هم خاک میخوره

به سلامتی مسواک که همیشه عاشق خمیر دندونشه

به سلامتی کبوتری که بخاطر آبو دونه روی بوم هر کس وناکس نمیشینه

به سلامتی دوند ه ای که دوپینگ میکنه ولی واسه اینکه ریا نشه خودشا آخر میکنه

به سلامتی مادری که از روی عادت واسه بچه اش لالایی میگه وبچه میگه اح مامان ساکت شو میخوام بخوابم

به سلامتی آیینه که با ما صادق ترین

به سلامتی من که همه ی اینها ساخته ذهن خودم بود

وبه سلامتی چشمای زیباتون که نوشته های منا خوندید

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com


 

  مرسی که برام نظر گذاشتید خوبش خوبیتونا میرسونه مرام ومعرفتتونا بدشم  صداقتتونا

 

وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي,

وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من,

هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

دوستتون دارم دوستبدارید تا دوستتان بدارند تاسلام دیگر

                                      

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 12:34  توسط BITMIN  | 

این همیشه حرف منه پسراها یه تختشون کمه

کسی گفت: ای دختران به بیرون روید

تا پسرک ندید بدید شما را بدید

دختر، زبر و زرنگ است شدید

که پسر نصفش را هم در خود ندید

همه تان جزو این چهار دسته اید

آن پسر که گفتی، حساب کار آمد به دستش،

پرید مقصودم ازاین وب فقط خنده بید

از بس که شما پسرها بَـدید خدا جنس مرد را آزمایشی آفرید

پس از آن زن برتر را آورد پدید زن، زن را سوار برمرد دید

ولی مرد غیر از زمین هیچ ندید زن هرچه را دوست داشت خرید

مرد فقط دید و حسرت کشید مرد از صبح تا به شب دوید

آخر کارش به تیمارستان کشید زن، سرور و سالار؛ آیا شما مَـردید؟

مرد تا کم آورد جامه خویش را درید پسران فکر میکنید شما برترید؟

نه توهم زدید،اگرخوابید، بیدار شوید از ازل تا به ابد

زن موجود برتری ست شما باید کوتاه بیایید، چاره چیست؟

به خدا میگن چرا اول مرد رو آفریدی بعد زن رو؟میگه:شماهم وقتی می خواین چیزی بنویسیداول چرکنویس می کنید بعد پاکنویس:))

مردها ۳ تا آرزو دارند: ۱٫اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن ۲٫اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن ۳٫اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن ..

دعای پسر مجرد اللهم ارزقنا حوریا تک دانه و کم توقعا و والدینها رو به موتا و جهیزیتها کامله و کدبانوا فی اامور المنزل و تسلیما لخشمنا و خدمتنا....

مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟ خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی! دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟ خدا هم درجواب به این سوال احمقانه مرد پاسخ میده: واسه این که تورو دوست داشته

باشه!!!

خانوم ها برای پول ازدواج نکنید ، میتونید اونرو با بهره کمتری قرض بگیرید

سلام خوب هستید چه خبر بچه ها دقت کردید دیروز پریروزا بود که بهم عیداتبریک گفتیم البته غصه نخورید چون قراره فردا پس فردایی هم بیادو بازم بهم بگیم عیدت مبارک رفیق اما مواظب دوچیز باشید یکی لحظه ها و یکی دوستداشتن رفقای که سالهاست بامااند

راستش دیگه خسته شدم از بسکه با دی آل اپ اومدم نت دختر خاله ام اینترنت پر سرعت داشتو من نداشتم یعنی این آخر بدبختی بود اوج بیچاره گی دختر همسایمونم که مثل من بیچاره وبینوا بود گفت : خوشبحال بعضیها که با یه چشم برهم زدنی دنیا رو زیرو رو میکنند ازطریق نت اما ما بیچاره ها....گفتم نگران نباش من تصمیمم را گرفتم همین امروزو فردا من هم به همونا میپیوندمو تو را هم با خودم میبرم. دوستم با تمسخرگفت : این امروزو فردات منا کشته حل این معماته که منا کشته. گفتم حالا تو مسخره کن تا بهت بگم بدجور بهم برخورد رفتم سراغ مامانو بهش گفتم مامان جونم عزیزم قربونت برم .حرفم تموم نشده بودو گفت چیه عزیزم پول میخوای باز م لنگ پولی برو سر کیفم هرچی خواستی بردار اما یادت باشه واسه خودمم یه چیزی بزاری با خوشحالی رفتم سر کیفش ولی وقتی بازش کردم نزدیک بود گریه ام بگیره خدای من چی میبینم فقط دو هزار تومن انگار مادرم سالها اینا پس انداز کرده بود که میخواست یه چیزم واسه خودش بزارم مادرم گفت :چی شد عزیزم برداشتی گفتم مامان مرسی تو فوق العاده ای بخدا اما من از بابا میگیرم نه از تو ممنون مامان از تو اشپزخونه پرید جلو چشمم و با اخم گفت :این چیه که اینقدر گرونه ها؟ گفتم هیچی زیادم گرون نیست مامان گفت :نمیدونم اما هرچیکه هست زیاد باباتو اذیت نکن بابات گناه داره یادمه روزی که شماها کوچیک بودید کش دور کمرش دومتری بود اما الان شصت سانتم نیست . با شنیدن صدای دربیخیال از حرف مامان پریدمو سلام کردم بیچاره بابا اونقدر خسته بود که به زور جواب دادو طبق معمول به دسشویی رفت وقتی اومد یکم نگاش کردم مامان راست میگفت خیلی باربی شده بود من هم اینا سوژه کردمو گفتم خوشبحالت بابا جون چقدر اندامت قشنگ شده چکار کردی من با اینکه کم میخورم یا اصلا نمیخورم عین بوفالو هر روز دارم شکم میارم بابا با این حرف من یکم سر کیف اومد گفتم بابا جون راستی میشه یکم پول بهم بدی بابام گفت: خوب شد گفتی تا یادم نرفته خانم جان این پول یارانه ها هر کاریشون میخوای بکن>>>> با این حرف بابا انگاری تموم دنیا را بهم دادند پریدم روی پولها گفتم ای جان سهم من را بدید که بدجور لازم دارم مادرم گفت :بیخود این مال قبض اب وبرق گاز والا قطع میشه! گفتم من نه اب میخوام نه برق نه گاز و نه نون فقط اینترنت پرسرعت ! پدرم گفت حالا این یعنی چی؟؟ گفتم یعنی با سرعت جت تو سایتها رفتن .مادرم گفت نمییخواد تو با جت سفر کنی بغض کردم گفتم من فقط سهم خودما میخوام پدرم که بغض من را دید گفت: با با جون اگه لازمه سهم من را هم بردارمهم خوشحالی تو عزیزم خلاصه نفهمیدم که چطور رفتمو مودم پرسرعت خریدم از همون لحظه رفتم سراغ دختر همسایمون که بیچاره پتو انداخته بود روی کیسش تا بلکه یکم گرم بشه وقدرتش تندتر بعد ساعتها وب گردی به زهرا {دختر همسایمون} گفتم زهرا جان هرچی دوست داری بیار اونم از خدا خواسته مطلبهای دانشگاهیشا تا یک سال آینده باز کرد خلاصه اون روز هرچی تو گوگل بود بازکردیم مانیتورم دیگه جا خالی نداشت که یهو نمیدونم چی شد گویی سقف رو سرم خراب شده باشه با زدن جرغه مانیتورم خاموش شد جیغ زدم دادو هوار کردم الهی زهرا چشت بترکه مودمم را چش کردی کور بشی چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مادرم که جیغ و هوار من را دید گفت :عزیزم چیزی نیست نترس کنتور پرید گفتم مامان اولا کنتور نمیپره فیوزه که میپره دوما حالا چه وقت برق رفتن بوده مامان گفت عزیزم من که گفتم برقمون راقطع میکنند دوماهه پولشا ندادیم مهم نیست چرا ناراحتی تو که اینترنت پرسرعت داری چرا ناراحتی ؟ دختر همسایمون با این حرف مامان زد زیر خنده اما من با این حرف از ته دل جیغ زدم ودر حالی که گریه میکردم از خواب پریدم

علت گرانی تخم مرغ: دانشمندان بعد از کلی برسی فهمیدند علت گرانی تخم مرغ 1- بی بندوباری مرغها وخیانت به خروسشان 2-افزایش بیداری اسلامی در منطقه 3- عدم پایبندی مرغها به موازین شرعی 4-شبیه خون فرهنگی وسست شدن بنیان خانوادگی در مرغداریها 5- بالا رفتن سن ازدواج در بین مرغ وخروسها 6- فرار مرغهای تخمی به خارج از کشور

قبل از ازدواج.......بعد از ازدواج پسر:بلاخره موقعش شد.خیلی انتظار کشیدم دختر:میخوای از پیشت برم؟ پسر:حتی فکرشم نکن. دختر:دوستم داری؟ پسر:البته!هرروز بیشتر از دیروز دختر:تا حالا بهم خیانت کردی؟ پسر:برای چی میپرسی؟ دختر:منو می بوسی؟ پسر:معلومه!هرموقع که بتونم دختر:منو می زنی؟ پسر:دیوونه

شدی؟من همچین آدمیم؟ دختر:میتونم بهت اعتماد کنم؟ پسر:بله. دختر:عزیزم . . . . . بعد از ازدواج: کاری نداره. متن قبلی رو از پایین به بالا بخون.

فرق نیمرو درست کردن دخترای خانم وگل با پسرهای بیخاصیت دختر خانمهای گل اول توي ماهيتابه روغن ميريزن اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميکنن- تخم

مرغها رو ميشکنن و همراه نمک توي ماهيتابه ميريزن چند دقیقه بعد نیمرو حاضر نوش جونت عزیزم    پسرها توي کابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن توي کابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميکنن ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن توي ماهيتابه روغن ميريزن توي يخچال

دنبال تخم مرغ ميگردن يه دونه تخم مرغ پيدا ميکنن دنبال کبريت ميگردن چند تا فحش ميدن با فندک اجاق گاز رو روشن ميکنن و بوي سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن تخم مرغي که از

روي کابينت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک ميکنن چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن ميرن سراغ بقالي سر کوچه و ?? تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن تلويزيون رو روشن ميکنن و صداش رو بلند ميکنن روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن تخم مرغها

رو ميشکنن و توي ماهيتابه ميريزن دنبال نمکدون ميگردن نمکدون خالي رو پيدا ميکنن و چند تا فحش ميدن دنبال کيسهء نمک ميگردن و بلاخره پيداش ميکنن نمکدون رو پر از نمک ميکنن صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون نمکدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن بوي سوختگي رو استشمام ميکنن و ميدون توي آشپزخونه چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن صداي

گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون سريع برميگردن توي آشپزخونه تخم مرغهايي که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن ماهيتابه رو ميندازن توي سينک دنبال ظرفهاي مسي ميگردن قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن ياد نمک ميفتن و ميرن نمکدون رو از کنار تلويزيون برميدارن چند ثانيه فوتبال تماشا ميکنن ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه روي باقيماندهء تخم مرغي که کف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن چند تا فحش ميدن و بلند ميشن نمکدون شکسته رو

توي سطل ميندازن قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميکنن چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون که سوخته رو زير آب ميگيرن با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن پارچه رو که توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميکنن نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن به این نتیجه میرسیم که پسرا حتی توی پختن نیمرو هم عرضه نداشته بیدن دوستای گلم مرسی از همه ی نظرهای زیباتون اگه شوخی یا مطلبی مینویسم فقط واسه اینکه تو وبلاگ من ساعت خوشیا بگذرونید بازهم بهم توصیه سفارش انتقاد پیشنهاد کنید اما بی ادبی نکنید چون نشان شخصیت هر کسی تو

کلامش

روز تولدم را فراموش کردی گفتم گرفتاری..! زیبایی لبخندم را نادیده گرفتی گفتم غصه داری..! محبت هایم را از یاد بردی گفتم گله و شکایت داری..! ولی حالا خودم را فرا موش کردی نمیدانم چه بهانه ای برای دلم بتراشم

من+تو=ما یادت هست؟ تمام شد......

حالا..... تو+او=شما من هم به سلامت........ همیشه فکر میکردم تو همدردی..... اما نه اشتباه بود،تو هم "دردی"

قط فرشته ها ش

یه نصیحت به دختر های ناز و خانم وگل البته شما که نیازی به نصیحت ندارید اما عزیزان اگه کسی سراغتون اومد البته بعد از سی سالگی یادتون باشه چون قبلش شما بچه ایدو پرا احساس بچه گی پس دنبال خوبش باشید اما نصیحتم اینه که دنبال بهترین نباشید چون وجود نداره وبه همون خوبش اکتفا کن

نصیحتم به آقا پسرهای گل عزیزان من به شما نصیحتی میکنم عاقلی پند گیر خواه نگیر اما

نصیحتم اینه که شما که تا آخر عمر نمیتونی مجرد باشی ودنبال علافی وچون این الهه ی ناز بلاخره در خونه تو هم میخوابه پس هر چه زودتر با دوست دختر خودت ازدواج کن تا مجبور نشی با دوست دختر دیگران ازدواج کنی تا مجبور نشی اینطوری زندگی کنی فهمید ی چی میگم؟ آفرین

 

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها بدها تو را آرزو نخواهم كرد... هيچ وقت! تو را

لحظه اى خواهم پذيرفت... كه خودت بيايى... با دل خودت... نه با آرزوى من...!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 19:6  توسط BITMIN  | 

ضد حال زنی به جنس مخالف (بی جنبه هاش نخونند) چون بدجور بهم میریزندو نظر بیخود میزارند: اول از همه میدونید مردها چه وقت عاشق میشند؟ مطمئنم که نمیدونید هر وقت مامانشون بگه _وقتی از عشق اولش یه هفته بگذره واین چرخه در ماه365دور در دقیقه است البته خواست خدا بی ربط نیست چون همش میگند هر وقت خدا بخواهد_ ............خدا تورا به من داد_خدا دید من تنهام اصلا توراآفریدو الهام چند راهکار از من خواستند منم میگم بفرما عزیزم اول اینکه وقتی با ماشینی وبا دیدن چند تا پسر که دارند ماشین خرابشون را هل میدهند برو پشت سرشون ومدام بوق بزن ووقتی کلافه شدند بگو چی

بکش کنار این لگنآآآآآآآآآآآ وقتی تو ترافیک موندی ویکی مدام با بالا و پایین کردن ماشینش تو اعصابته دستت را بزار رو بوق بعدا بگو چکار کنم گیر کرده اگه از اون چشم قلمبه هاش تو ترافیک وقت پیدا کرده و

از شما ادرس خواستند رستورانی کافه چینیو اینا خیلی ریلکس بگو همین خیابونا برو سمت چپ اولین چراغ قرمز نه دومیشم نه به سومی که رسیدی برو سمت راست بر خیابون مثلا بگیید کافی شاپ رز یا مریم یا هرچی اسم یه گل اگه خیلی ازقیافشون بیزار شدید بگید کافی شاپ خاطره و بعد هم بگید

خودتونم با دوستتون یک ساعت دیگه همون جا قراردارید خلاصه خاطره ی قشنگی میشه واسشون ساخت یکی از بهترین راه ها اینه که وقتی با دوستامون جمعیم به یه پسر زنگ بزنیم و اسکلش کنیم!!اگر فشن بود و اومد بهتون شماره داد بعد از کلی ناز کردن و گرفتن شماره بهش بگین شاید بهت زنگ بزنم اخه خزییی!اگه شماره اونو تو پارک به طرف دادید وقتی بهتون زنگ زد بگید یادم نیست به کدوم خزی شماره دادم!!پسرا به کلمه ی خزوخیل خیلی حساسن!!!! هممیشه برای اذیت کردنشون از این

کلمه استفاده کنید!!-وقتی بهتون زنگ میزنن بعد چند بار میس کال و زنگ خوردن به حالت خواب الود بگید:الوووووووووووووووووووووووو!!!!!!!! حوصله ندارم!!در صورت داشتن دوست پسر های دیگر وقتی بهتون زنگ میزنن دایورتشون کنید رو هم یه کم حال کنید!!اگه تو چت گوگل هستید شمارشو تو چت روم با

اسم دختر پخش کنید!!{این راه مورد تایید تمامی استادان اسکل کردن قرار گرفته است}وقتی باهاشون قرار دارید با دو سه ساعت تاخیر بریید تا از هیجان بترکد!!!!برای غیرتی کردن پسرا فقط کافیست بگید: سلام منو به مامان و خواهرت برسون!! {در صورت فوش دادن!!}بهترین راه برای در وردن حرص پسرایی

که یه کم مغرورن گریه کردن. ناز کردن.لوس بازی.قرار نزاشتن است!!!!!!!!!اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر آروین نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنین ولی

بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و .........تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و

آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید

چون پسرها

چشماشون بیشتر عقلشون کار میکنه و چشمک هم جزء تیک عصبیشون هستش پس .. وقتی هرکی بهتون چشمک زد یه چشم غره بهش برین وبعد باصدای بلند بگیند ایششش!پسره ی جواد!اینا دیگه قدیمی شد طرف را عاشق خودتون کنیدو بعد چند روز بهش بگید واسم تکراری شدی غصه نخورید چون عادت کردند ازبدو تولد هفته ای یکبار شکست عشقی بخورند چون اگه یه روز متلک نگند زبونشون میخ درمیاره و دوستتدارم جزء مزخرفات روزمرشونه واگه نگند اوموراتشون نمیگذره پس اگه بهتون گفتند

{دوستت دارم عزیزم} درحالی که خودشون همزمان با 365 نفر در یک روز میپرند و میخواند شما مال خود خودشون باشید پس شما هم جواب اینهمه محبترا وقتی که با یه پسر دیگه از جلو چشش رد میشدید بدهیبد واگه پرسید این ابله کیه؟ با خنده عمیقی بگید عزیزم یه ابله احمق مثل خود تو حالا چیه

؟مشکلیه؟ همیشه وقتی سوال میکنند چرا خداوند ما مردها را افرید خیلی ریلکس بگید واسه اینکه دلش نیومد بقیه گلها ی لگد مال شده را دوربریزد یا نمیدونم من فکر نمیکنم قربونش برم خدا هدف خاصی داشته باشه از این خلقت بی حاصل شایدم کار خدا نبوده نسخه ازمایشی بودوشایدم کار

چینیها بوده

اگه پرسیدند چرا اصلا مردها رو زمین هستند؟بگید نمیدونم شاید خدا میخواسته کلکسیون جونورها کامل شود شایدم چون دیده باید درندگانی هم وجود داشته باشند البته از نظر خداوند مرد وجود خارجی ندارد وسوال بعدی هم که حتما همینه طبق معمول> عزیزم اگه ما مردها آفریده نمیشدیم به نظر .............. تو چی جایگزین ما میشد؟ با صراحت واز روی صدق بگید! هیچی .چیپس پیراشکی ذرت بوداده الته نمیدونم شاید خار شتر همه جای دنیا را هم فرا میگرفت البته اکوسیستم بدون انگل محشر

بود

وجهان بدون هیولا بدون ترس وحشت دلهره وپراز گلهای نازو زیبا بهشت میشد وهیچ گناهی اتفاق نمیافتاد متاسفانه با وجود مرد دنیا جهنم   میدونید مردها وقتی تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی کار می کنند؟. اون موقع نمی تونن کاری بکنن .تمام تلاششون رو می کنن که ۱کاری بکنن .به مامانشون

میگن که۱ کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونارسما کاری بکنن _.می رند کلاس آمادگی جسمانی وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی میگن؟ میگند وای نه یعنی این اخریشه ؟یا.وقت نمی کنن چیزی بگن .اولش چیزی برای گفتن ندارن ولی بعد که خرشون ازپل گذشت نطقشون باز میشه در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی میگن -مردها چطور زنشون رو می گیرن؟ ۱باتور ۲.بادست ۳.بازبون ۴.باچنگول معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟ هر که پیش آمد خوش آمد به روش جستجوی

ترتیبی در لیست سیاه ده بیست سی چهل  

 خوب حالا اگه از طرف خیلی خوشتون اومد وخواستید عشق و دوستداشتنش را محک بزنید بهش بگید که باید بخاطر شما از برج میلاد بیا فته پایین اگه آدم عاشقی باشه حتما این کار را میکنه که اگه کرد که چه بهتر اگر هم نکرد شما تکلیف زندگیتون همون اول

بار نوشته شده و فهمیدید با کی طرفید ...  حالا : اگه بخاطر شما به قول خودشون تن به هر کاری ازجمله خریدن یه ماشین واسه تولدتون یا پرت شدن از برج میلاد تویه روز بارانی را انتخاب کردند شما بهش بگید که اصلا نترسند ونگران نباشند چون شما همیشه کنارشون خواهید ماند(مثلا) وبگید که در هنگام افتادن از برج تشک بزرگی اون پایین واسشون مهیا کردید وآغوش عشق رابرایشان میگسترانید به شرط انکه با شماره 3 شما بپرد ویادتان نرود که سر شماره 2 تشک را کشیده وچتر را رها ومراقب دوربین

عکاسیتان باشید چون این لحظه واقعا زیر باران دیدنیست   اگه عشقتون زیر باران جان داد اصلا ناراحت نشوید وخم به ابرو نیاورید چون باعث شدید موجودی که تا بحال گمنام بوده الان به صحفه تاریخ بپیودد اونهم از نوع عشقیش......................   و جزی از خاندان مجنون وفرهادشود و آیندگان به نیکی ازش

یاد کنند پس شما کار مهمی انجام دادید در ثانی در راه عشق شما جان یه موجود بی خاصیت چندان هم چیز مهمی نیست   در ضمن اصلا خم به ابرو نیاورده دپرس واین بچه بازیها را هم بدور ریزید چون بادمجان چی ؟ آفت ندارد وبعدهم کویر لوت هم مردن وزنده بودنش فرقی ندارد دارد؟ (نه والا)   ولی این باعث میشود که عشق بعدی شما مصمم تر و پایدار تر وخیلی خیلیآدم تر به سراغ شما بیاید چون میداند در راه عشق شما یکی جانش را فدا کرده (بله بله این درستشه)   اما:اما ازآنجا که این

موجودات بیجان هفت که نه بلکه هفتادهزار جان دارند وبه این راحتیها نمیمیرند وبه قول دوستی مثل کفش ملیندو از ریختم بیافتند نمیمیرند اگر دیدید بعد از پریدن از برج میلاد زنده ورحال بلند شد سرپا وفهمیدید که حالا حالا ها مجبورید در رکابتان بماند پس تصمیم درست این است که با معرفیش به

خانواده تان وتا مرگ طبیعیش با او زندگی کنید اما اگر دیدید که روزی گستاخی کرد و مدام کارهای گذشته شما وخودش را به روی مبارکتان آورد و هنگام ورود به خانه با یه بغل روزنامه وارد شد گویی که سفیر سازمان ملل است   ویا نیامده به سراغ تلویزیون وفوتبال وخبر رفت پس باید بشتابید اول از همه بروید سراغ روزنامه هایش بگویید فوتبال را بیخیال بیا ببینیم نرخ سکه امروزچقدر است ؟ دختر خاله ام

رفته مهرش را به اجرا بزارد بزار ببینم به نفعش شده یا ضرر کرده ازدواج کرده؟   بعد بروید سراغ تلویزیون بگویید اخبار چیه ؟بزن اخبار بازارو تجارت ببینیم امروز سکه چقدر شده میصرفه جدا شیم یا نه فعلا باید تحملت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   همین کار رابکنید بغیه اش حل قول میدهم دیگر روزنامه ای که به خانه نیاورد

هیچ سراغ تلویزیون هم بی اجازه شما نرود و چشمهایش مدام دنبال قدو بالای شما و لبهایش مدام درتعریف از حسن وجمالات شما میباشد وباشنیدن اسم اخبارو روزنامه وسکه این حرفها موشی میشود بیا وببین البت فراموش نکنید که نباید هیچ وقت از این موجود جداشوید باید بمانید و به تنبیه اش ادامه دهید    دوستی داشتم حدود8 سال پیش میخواست از شوهرش جدا شود اما با راهکارهای من

ماند وزندگی کرد اما شاید باور نکنید که انگشتهای شوهرش اون روزها به اندازه گرز رستم بود  اما امروزه قیافه اش مثل سوسکی که دمپایی خورده توسرش وقتی خانم عزیزش را میبیند شروع میکند به دستو پا زدن

شاد وپایدار زندگی کنید دوستهای گلم

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1391ساعت 11:16  توسط BITMIN  | 

 علائم ظهور امام زمان {عج}

عکس های خنده دار از سوژه های وطنی !!!!!! (7) - www.taknaz.ir

 

 اینم یه نمونه دیگه از بیجنبه بازیهاشونه {چی باید گفت} طفلک موتور

عکس های خنده دار از سوژه های وطنی !!!!!! (7) - www.taknaz.ir

 

 میدونید پسرهاچرا از پسربودنشون خوشحالند؟  این یکی از دلیلهای بیمنطقشون

 

ه../upload/57/0.807507001316080780_taknaz_ir.jpg

 

 وای خدای من

 آینده پسران اینترنت اینچنینه

 

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

واقعا که

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

موقع مرگشونم .....ای خدا

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

به نظر شما این شبیه کیه ؟تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

این شبیه کیه ؟ مطمئنم از این نوعشا زیاد دیدید

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir



تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 البته  مرد خوبم پیدا میشه آفرین

کی میگه مردا بچه داری بلد نیستن؟! ( تصویری) www.taknaz.ir

آفرین

کی میگه مردا بچه داری بلد نیستن؟! ( تصویری) www.taknaz.ir

 واقعا افرین

کی میگه مردا بچه داری بلد نیستن؟! ( تصویری) www.taknaz.ir

 از همین کودکی..................... پدر گر ندارد نشان از پدر....؟؟؟

کی میگه مردا بچه داری بلد نیستن؟! ( تصویری) www.taknaz.ir

واقعا که......

 چی میشه  اگه یکیشون بچه هرا نگیره

کی میگه مردا بچه داری بلد نیستن؟! ( تصویری) www.taknaz.ir

حالا چون پسره عیبی نداره خوبم هست  ولی اگه نگیریدش باحالتره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 19:58  توسط BITMIN  | 

 

چطور دلت اومد بری؟ چطور دلت اومد بری؟

گریه که سهم من نبود قصه که از سر نمیشه با یکی بود یکی نبود

چطوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب چطور آخه به سر رسید فرصت اون روزهای خوب به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو از شب پرپر زدنم چطور تونستی بگذری؟

من که غریبه نبودم چطور دلت اومد بری؟ گفتی به من تو هم برو یه قصه ی تازه بگو گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو

آخه بگو به کی سپردی منو وقت بی کسی؟ چرا نخواستی بمونی به داد اشکام برسی؟

با یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمیشه هیچ کی آخه به غیر تو حرفامو از بر نمیشه آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . .

 

 

ما نگوییم بد و میل به ناحـق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن اسـت که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتـر دانـش نزنیم

سر حق بر ورق شـعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفاتـش به می صـاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان

فکر اسـب سیه و زین مغرق نکنیم

آسمان کشـتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

گر بدی گفت حسـودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصـم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم.


 

 

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام
باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام

اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم

 

 
 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 20:27  توسط BITMIN  | 

 پسری را با خری هم نام کردند خره بیچاره را بد نام کردند پسر از خر بودنش در عشق و حال است.

خر از پسر بودنش در ننگ عار است.

پسرای امروزي مثل کلاغ هستند: خيلي زشتند اما به چيزاي

قشنگ علاقه زيادي دارند پسرای امروزي مثل قورباغه هستند: زبانشون از قدشون بلند تره پسرای

امروزي مثل سگ هستند: ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن !!!!!!! (نکته کنکوري!) پسرای

امروزي مثل الاغ هستند: براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي پسرای امروزي مثل جغد هستند:

هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن پسرای امروزي مثل گوسفند هستند:هر وقت بخواي

ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري

 

الهی ! به‎ ‎مردان درخانه ات. به آن زن ذلیلان فرزانه ات . به آنانكه در بچه داری تكند. یلان عوض كردن پوشكند . به آنانكه باذوق وشوق تمام . به مادرزن خود بگویند : مامان . به آنانكه دامن رفو میكنند. زبعد رفویش اتومیكنند. به آن قرمه سبزی پزان قدر . به آن مادران به ظاهرپدر . الهی ! به آه دل زن ذلیل . به آن اشك چشمان ممد سبیل ! كه ما را براین عهد كن استوار! ازاین زن ذلیلی مكن بركنار. از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟

میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است!

می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه

مواد لازم برای درست كردن مرد:مواد خود را حرام نكنید.........مرد ها درست شدنی نیستند دقت كردید كه همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!! چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند

چرخه ی زندگی مردهای امروزی: بچگی : مامان ذلیل جوانی: دوست دختر ذلیل میان سالی: زن ذلیل پیری: بچه ذلیل مرگ: ذلیل مرده شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد

از خدا می پرسند: چرا اول مرد رو آفریدی بعد زن رو؟ خدا می گه: شما هم اگه بخواین چیزی بنویسین اول چرک نویس می کنین. بعد پاک نویس!!!

با شوهر خود نیز مثل‌ یك كتاب‌ رفتار كنید ، فصلهای‌ خسته‌ كننده‌ آن‌ را اصلا نخوانید . (( سونی‌ اسمارت )) قانون دوم نیوتن: عشق در پسر ها هرگز از بین نمی رود، بلكه از دختری به دختر دیگر انتقال می یابد!

مردها مثل جای پارك (پاركینگ) هستن خوباشون كه قبلا اشغال شده بقیشون كه مونده یا كوچیك هست یا جلو در مردم. انواع مرد: اروپایی:یه زن داره یه دوست دختر(زنشو بیشتر از دوست دخترش دوست داره) امریکایی: یه زن داره یه دوست دختر(دوست دخترشو بیشتراز زنش دوست داره) ایرانی:یه زن داره سی تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بیشتر دوست داره)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 20:17  توسط BITMIN  | 


چشمانت را به خاطر کسی که مفهوم نگاهت را نمی داند گریان مکن .

کاش به هم رسیدنامون اینهمه سخت نبود

جمله های عاشقا نمون اینهمه یکدست نبود تمومِ دوسِت دارم ها

اگه واقعی بودن دیگه تو دنیای ما اینهمه بد بخت نبود

{حیوان یا مرد}

{ شمعی که یک شبه مرد } ساعت 5 بعداظهر بود که ناهید بهم

زنگ زد و گفت که تو خیابونه و میخواد بیاد خونه مایکم آشفته شدم نمیدونستم به

مامانم چی بگم یادمه اولین باری که مامان ناهیدا تو مدرسه کنارم دید بهم گفت که

نمیخواد دیگه با این دختره بگردم حتی زنگ تفریح .گفت: که از ظاهرش خوشش نمیاد

اما حالا اون داره میاد خونه ما.. با این افکار سردرگریبون بودم که مامانم گفت :کی بود

گفتم مامان دوستم داره میاد خونمون مامان بیخیال گفت: کی ؟یهو گفتم نسترن

مامان گفت: عزیزم برو اتاقتا یکم مرتب کن تا من یکم میوه اماده کنم نمیدونم یه

احساس بدی داشتم با این حال یهو پریدم جلو چشم مادرم وگفتم مامان جونم یه

چیزی راست بگم دعوام نمیکنی ؟ مامان یهو همه ی حواسشو به من کردو

گفت:راستشا راست چیو بگو.. گفتم مامان نسترن نیست ناهیده.. نمیدونم دیدید که

خودش بهم زنگ زدو انگار یه عالمه هم گریه کرده بود مامان با بیتفاوتی گفت:خیله

خوب اگه اومد زیاد باهاش صمیمی نشو تا زود بره . توی همین موقع زنگمون بصدا

درومدو ناهید وارد اتاقم شد خیلی گریه کرده بود دستاش مثل یه تیکه یخ بودبراش

سریع یه لیوان اب اووردم گفت: که با پدرش دعوایی سخت داشته و درست دو روزه

که هیچی نخورده و میخواد اگه بشه یکی دو روزی مهمونم باشه اما

منکه ..نمیدونستم چی بگم خودش وقتی دید من تعارف هم نکردم گفت: میشه یه

زنگ بزنم گوشی را واسش آووردم به امیر زنگ زد قبلا بهم گفته بود که تازه با امیر

اشنا شده پسری 25 ساله که 9 سال از ناهید بزرگتر بود از امیر خواست که بیاد

خونه ما سراغش ازش خواستم با امیر نره و برگرده خونشون و یه مدت خودشا تو

اتاقش حبس کنه تا یکم جو خونوادش آروم بشه اما ناهید گوش نکر د و گفت : پیش

امیر احساس راحتی میکنه و اونا مثل یه دوست و یه برادر بزرگتر مهربون میدونه

وقتی از مامان شنیدم که یه پراید سفید دم در خونه ما داره بوق میزنه ناهیدگفت:

ماشین امیره و خدافظی کرد ورفت وقتیکه رفت ماجرای دعوای ناهیدو پدرشا واسه

مامانم گفتم مامانم هم مثل همیشه با حرفهای منطقیش ارومم کردو گفت: بچه

همیشه واسه پدرو مادرش عزیزوهیچ پدرو مادری بچشونا بیجهت دعوا نمیکنندو کتک

نمیزنند مگر اینکه به صلاح خود بچه باشه تو فکر حرفهای مامان و امیر ناهید بودم که

با شنیدن حرف مامان بخودم اومدم از تلفن ما به کی زنگ زد؟ نمیدونم انگار داییش

مامان گفت :حالا خوبه عقلش رسیده بره خونه یکی از فامیل درجه یکش ..سریع

سراغ تلفن رفتم تاشماره را پاک کنم اما قبلش گفتم بزار شماره را واسه خودم

بردارم شاید یه روز بکار بیاد. موبایل بود. بعد یاداشتش کردنم و پاکش کردم . دو روز از

این ماجرا گذشت که دوستم نسترن بهم زنگ زد ازش پرسیدم امتحان وخوندی

؟گفت :امتحان چیه ؟ اعصابم بهم ریخته خبره جدیدا نشنیدی ؟گفتم نه چی شده

گفت :ناهید دیروز تو بیمارستان فوت کرده و امروزم خاکش کردند خشکم زده بود

نمیدونستم چی بگم بی مهابا داد زدم چی میگی ؟ناهید دروغه نه چی شده

خودکشی کرده؟نسترن با شنیدن حرف من گریه کردو گفت :فکر کنم نمیدونم دوتایی

تا تونستیم پشت تلفن گریه کردیم اونقدر که نفهمیدم چطور از حال رفتم. یعنی چی

ناهید اینقدر اعتماد به نفسشا از دست داده بود یعنی خودکشی کرده بود نمیفهمم

یعنی درد کتک پدرش از مردن بدتر بود از دل کندن اینهمه زیبایی دنیا از اونجایی که زود

خبرها میپیچه ظهر وقتی بابا اومد خونه دیدم به مامان گفت:دختر ....را به طرز

وحشتناکی کشتندو جنازه برهنه و نیمه جونش را مردم به بیمارستان رسوندند ولی

شدت خشونت اونقدر بالا بوده که بیچاره دخترک دووم نیاوورد مادرم گفت: کار کی

بوده ؟ بابا گفت: کی نه کیا!اره یک نفر نه ده یازده نفر شایدم بیشتر اما هنوز مشخص

نیست با شنیدن این حرفها ترس همه ی وجودمو گرفت همه ی بدنم داشت میلرزید

بابا گفت :آخه یه دختر 16 ساله که بدو خوب نمیدونه اگه گیر من بیافتند همشونا تک

به تک ریز ریز میکنم. یهو یاده امیر موبایلش افتادم بیهوا داد زدم بابا من میدونم کاره

کیه! روز بعد ریس کلانتری با شنیدن حرفهای من ادامه داد اره دخترم ای کاش ناهید

دوسته بیچارتا خونتون نگه میداشتی و بجای امیر با خونوادش تماس میگرفتی ناهید

به امیر اطمینان میکنه و بعد خوش گذرونی خودش اون دختر بیچاره را به 12 تا از

دوستای لا اوبالی مثل خودش تقدیم میکنه مثل شیری که بعد سیر شدن طعمشو

واسه لاشخورهای دیگه میزاره دختر بیچاره از شدت دردو رنج و مصرف بیش از حد

الکل 8ساعت بعد ازرفتن پیش تو این دنیا راهم واسه همیشه ترک کرد . ناهید رفت

اما وقتی یاد حرفهای ناهید میافتم !امیر مثل برادر بزرگ منه خودش گفته همه جوره

روش حساب کنم مادرش چی میشه پدرش چی شد خونوادش چی کشیدند اینها همه داستانی جدا ست اما ارزوهای ناهید چی ؟ اشک وتنفر همزمان آزارم میده لعنت به اعتماد بیجا لعنت به ..........

 

میگند چرا از مردها بد مینویسی حالا به نظر شما مرد یعنی ؟ من همیشه میگفتم

م .. مرد یعنی مروت و مهربونی ر مرد یعنی راستی صداقت رهنما خوب بودن د مرد

یعنی دنیایعنی دنیادیده چشم باز اما وقتی اینچنین داستانهای میبینم ومیشنوم

میگم م مرد یعنی مزخرف بودن ر یعنی راضی بودن لحظه به لحظه بدن و جسم خود

مثل حیوان وحشی و ر مرد هم یعنی رویای یک مرد واقعی و با اصالت یعنی روباه

مکاری در جلد انسان البته همه ی مردها هم اینطور نیستند فقط کسانیکه والدینی

هم خون خود ندارند گرچه امیر ودارو دستش به دار مجازات در جلو چشم انظار اعدام

شدند اما به راستی این یعنی انسانیت عشق هوس..

ایا با گفتن تو مثل خواهرمی من برادر بزرگ تو هستم انسانیت کامل میشه یا با اثبات

عمل به این حرف؟

اما تو بگو «دوستي» ما به چه قيمت؟   امروز به اين قيمت، فردا به چه قيمت؟    ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ   این حسرت دریاست تماشا به چه قيمت    يك عمر جدايي به هواي نفسي وصل   گيرم كه جوان گشت زليخا به چه قيمت    از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست   تاوان تو را مي‌دهم اما به چه قيمت    مقصود اگر از ديدن دنيا فقط اين بود   ديديم، ولي ديدن دنيا به چه قيمت

دوستان گلم بازم بهم سر بزنید بازم براتون مینویسم منتظر داستان بعدیم باشید

خیلی زود بسراغتون میام دوستون دارم دوست بدارید تا دوستتان بدارند تا سلام دیگر بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 15:29  توسط BITMIN  | 




پسری با پدرش در رختخواب

درد ودل می کرد با چشمی پر آب
 
گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم توی سر

روی دستت باد کردم ای پدر

سن من از 26 افزون شده

دل میان سینه غرق خون شده

هیچکس لیلای این مجنون نشد

همسری از بهر من مفتون نشد

غم میان سینه شد انباشته
 
بوی ترشی خانه را برداشته

پدرش چون حرف هایش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت

پسرم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه دختر یکی را تور کن

گفت آن دم :پدر محبوب من

ای رفیق مهربان و خوب من

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و چشم پاکم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر دختران

مغز خر خوردم مگر چون دیگران؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با شهین و مهرخ و ایضاً سحر

با سه تا شان رفته بودیم سینما

بگذریم از ما بقیه ماجرا

یک سری ، بر گل پری عاشق شدم


او خرم کرد، وانگهی فارغ شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید


قلب من از عشق او خیری ندید

آزیتای حاج قلی اصغر شله


یک زمانی عاشقش گشتم بله

بعد اوهم یار من آن یاس بود


دختری زیبا و پر احساس بود

بعد از این احساسی پر ادعا


شد رفیق من کمی هم المیرا


بعد او هم عاشق مینا شدم
بعد مینا عاشق تینا شدم

بعد تینا عاشق سارا شدم
بعد سارا عاشق لعیا شدم

پدرش آمد میان حرف او
گفت ساکت شو دیگر فتنه جو

گرچه من هم در زمان بی زنی
روز و شب بودم به فکر یک زنی

لیک جز آنکه بداری مادری
دل نمی دادم به هر جور دختری

خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
واقعا ً که پوز بابا را زدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 14:41  توسط BITMIN  | 

 

اس ام اس های جالب زناشوئی در فرهنگ غرب - www.RadsMs.com


ببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدیت ثابت شد شما زنها بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره …

! ببخشید چی گفتی؟؟

 شكلك هاي كلفاز >>www.kalfaz.blogfa.com<<شكلك هاي كلفاز >>www.kalfaz.blogfa.com<<شكلك هاي كلفاز >>www.kalfaz.blogfa.com<<شكلك هاي كلفاز >>www.kalfaz.blogfa.com<<

پسرها با سوسکا 6 شباهت دارند: 1 مثل اونا کثیفن 2 مثل اونا تو کوچه خیابون ولند ۳ مثل اونا ترسناکند 4 مثل اونا سیاهند 5 مثل اونا مرموزند 6 مثل اونا از سر و کول >

عاقبـــت تیــــکه انداختن به دختـــرا ! (عکس) -

 

. اغوش خدا گريستم، تا نوازشم كند، پرسيد فرزندم حوايت كو؟ اشكهايم را پاك كردم و به او گفتم در آغوش ادم ديگريست...روزهاست از سقف لحظه هايم ياد تو ميچكد ، اگر بارانش بند آيد، از اين خانه ميروم...سير شد

مبسکه سرد و گرم روزگار را چشيدم بهشت برين آسماني گمشده من...بودن با "تو"در همين زمين خاکي ست....

احتياج به مستى نيست!يك استكان چاى هم ديوانه ام ميكند وقتى ميزبان چشمان تو باشم....

با تو ميمانم بي آنکه دغدغه فردا را داشته باشم زيرا فردا بيشتر از امروز دوستت خواهم داشت.

 قلب مهربانت بگو هيچ چيز ياد تو را از خاطرم نخواهد برد،حتي وجود فاصله ها.....

.گلها امضاي خدا بر روى زمين هستند. تقديم به توكه زيباترين امضاى خدايى.....

پيش بي درد دمي صحبت از درد مكن...

شاخه سبز دلت را به خطا زرد مكن..

.مرد اگرنيست دراين شهر ولي كوه كه هست...

.تكيه بركوه كن و تكيه به نامرد نكن

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

کی میتونه از پسرا در حد ساواک حرف بکشه؟؟دخترا

کی میتونه تو بدترین شرایط مچ پسرا رو بگیره؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو جوون مرگ کنه؟؟دخترا

کی میتونه موهای پسرا رو بکشه؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو سر قرار بکاره؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو سرکار بذاره؟؟دخترا

کی میتونه پسرارو ذلیل کنه؟؟دخترا

کی میتونه پسرا رو خر کنه؟؟دخترا

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

)میدونی...... مخفف چیه؟C N N کانون . .. . ... ... .نران . . . . . . . . . . . ناکام

راستی پیشنهاد میکنم همین الان بری عضو این کانون بشی !!!!!

(اره اقا پسری که داری به درو دیوار نگا میکنی با توام)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

)همه شب فکرم این است و همه شب سخنم!. . . .. . . . .گر روم دیر به منزل چه بگویم به زنم!!!!!!!! (خوب دیر نرو مگه مریضی) 3)

 6)طبق اخرین امار پر جمعیت ترین جای دنیا . . . . . . . . . . . . قلب پسرهاست!!!!!( قابل توجه بعضیا!

) 7)اگر مردی در ماشین را برای همسرش باز کرد: 1- ماشین جدید است! 2- همسر جدید است! 3- ان زن همسرش نیست! 8)

بزرگترین گناه ؟ شوهر نداشتن بزرگترین تفریح ؟ شوهر سر کار گذاشتن بزرگترین جهاد ؟ شوهر کشتن بزرگترین کار ؟ شوهر تربیت کردن بزرگترین شگفتی ؟ شوهر عاقل دیدن بزرگترین ارزو ؟ داشتن مردی به اسم شوهر

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

9)اگر دختری در ثریا هم باشد. مردانی از سرزمین پارس برای او بوق خواهند زد!!!( نگو نه که خودتم میدونی راسته!!) 10) زن به مرد:عزیزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم اوردی؟؟!!!چون قبل از

 

ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا وجود نداره!!!! 11) مرد یعنی اسمان بی فروغ! مرد یعنی هر چه می گوید دروغ! مرد یعنی شوره زاری بی علف !!! مرد یعنی عمر زن با او تلف!!! دو بیت بسیار زیبا و پر معنا از

شاعری معاصر 12) یه زنه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو

میبوسه!تو چرا این کارو نمیکنی؟؟شوهرش میگه:اخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!!!!!!!!(نه بیا

بشناس!) 13)پسر به دختر : چقدر امشب خوش بگذ ره !!3 تا بلیت سینما گرفتم . دختره میگه : چرا 3 تا !! ما که 2 نفریم . پسره میگه : نه . 3 تا بلیت گرفتم واسه بابات و مامانت و داداشت !!!!!!!!!!!!!!! 14

 

آخر و عاقبت اعتماد به نفس کاذب

http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join

 وحشی گری پسرا

http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join

دروغگو های بی شرف

http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join

 

http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join

ای خدای من این دیگه نوبرش پسرا که کتک خوردنشون ملسه خطاب به پسرها: ایا فکر می کنید بی عرضه اید؟؟؟!!!!!!!!!!

http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join

 

؟؟؟؟؟؟؟؟ ایا فکر میکنید به هیچ دردی نمی خورید ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!؟؟؟؟ ایا فکر می کنید بی مصرفید ؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟ ایافکرمی کنیدزشتید؟؟؟؟؟؟!!!!!؟؟؟؟؟؟ به خدا حق دارید!!!!!!!!!! (هه هه هه

 

از طرف همه ی http://groups.yahoo.com/group/Goonagoon/join

دخترا ی ضد ضد پسر .شاد باشید.)

خوبه گفته بودم چشم چرانی عاقبت نداره بعد بگید دخترا بدند

FunSara.Com | فان سرا دات کام

 

 باید با چشم چرونها اینکارو کرد بخدا

عاقبـــت تیــــکه انداختن به دختـــرا ! (عکس) -

پسرها بجای مهرو محبت از کودکی وحشی گیری وزورگویی را تمرین میکنند

 hagh.jpg

 

 الهی بمیرم برات تحمل کن بزرگ شدی اینطوری حالشونا بگیر

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

: اینم یه مدل دیگه اشونه

 

 این مرده به نظرتون شجاعست یا دیوونه.........

 

 10 سال عشق یک جفت مارمولک به جفتش!!

 

محو نگاه به جانور اسرارآمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد. این مارمولک، تکه غذایی به دهان گرفته و برای... خانه‌های ژاپن با دیوار‌هایی ساخته شده است که دارای فضای خالی هستند و آن را با چوب می‌پوشانند. در یکی از شهر‌های ژاپن، مردی دیوار خانه‌اش را برای نو سازی خراب می‌کرد که مارمولکی دید. میخ از قسمت بیرونی دیوار به پایین کوبیده شده و به اصطلاح مارمولک را میخکوب کرده بود. مرد چشم بادامی، دلش سوخت و کنجکاو شد. وقتی موقعیت میخ را با دقت بررسی کرد حیرتزده شد و فهمید این میخ 10 سال پیش هنگام ساخت خانه به دیوار کوبیده شده اما در این مدت طولانی چه اتفاقی افتاده است؟ چگونه مارمولک در این 10 سال و در چنین موقعیتی زنده مانده؛ آن هم در یک فضای تاریک و بدون حرکت؟ چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است! شهروند ژاپنی متحیر این صحنه، دست از کار کشید و به تماشای مارمولک نشست. این جانور در 10 سال گذشته چه کار می‌کرده؟ چگونه و چی می‌خورده؟ محو نگاه به جانور اسرارآمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد. این مارمولک، تکه غذایی به دهان گرفته و برای جفتش برده بود. مرد ژاپنی، ناخواسته انگشت به لب گذاشت و به خود گفت: 10 سال مراقبت بی‌منت؛ چه عشق قشنگ و بی‌کلکی. چطور موجودی به این کوچکی می‌تواند عشقی به این بزرگی داشته باشد اما خیلی وقت‌ها ما انسان‌ها از هم گریزانیم؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد. از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان. از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است . از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست. از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد. از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد. از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد . از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود. از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود. از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

حالا اون مارمولکها را دیدید این گربه ها را هم ببینید

 

پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟

 آدمها هم اینطوریند بعضیها وفادارار بعضیها هم گربه صفت البته ما روزانه گربه زیادتر از مارمولک میبینیم اینطور نیست باید بجای میو ناز اینطوری باهاشون رفتار کرد زندگی یعنی این.........

 

این یعنی زن : داستان یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشینبه شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن. و- ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده! – آه چه

جالب، شما یه مرد هستید! مرد با تعجب میگه: – بله، چطور مگه؟ – چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم! – منظورتون چیه؟ – این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری

با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم! مرد با هیجان زیادی میگه: – اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه! زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه: – یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی

این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم! – بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم! زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن. ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه: – مگه

شما نمینوشین؟ زن با شیطنت خاصی میگه: – نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!! آری این است الگوی یه خانم کامل افرین باشد که همه ی خانمها ببینندو بیاموزند تا سلام دیگر بدرود

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 11:3  توسط BITMIN  | 

اغوش خدا گريستم، تا نوازشم كند، پرسيد فرزندم حوايت كو؟ اشكهايم را پاك كردم و به او گفتم در آغوش ادم ديگريست

.

.

.

روزهاست از سقف لحظه هايم ياد تو ميچكد ، اگر بارانش بند آيد، از اين خانه ميروم

.

.

.
سير شدم
بسکه سرد و گرم روزگار را چشيدم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بهشت برين آسماني گمشده من...
بودن با "تو"
در همين زمين خاکي ست.
.

.

.

احتياج به مستى نيست!
يك استكان چاى هم ديوانه ام ميكند وقتى ميزبان چشمان تو باشم.
.

.

.
با تو ميمانم بي آنکه دغدغه فردا را داشته باشم زيرا فردا بيشتر از امروز دوستت خواهم داشت.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


قلب مهربانت بگو هيچ چيز ياد تو را از خاطرم نخواهد برد،حتي وجود فاصله ها...

.

.

.

گلها امضاي خدا بر روى زمين هستند. تقديم به توكه زيباترين امضاى خدايى....

.


پيش بي درد دمي صحبت از درد مكن...
شاخه سبز دلت را به خطا زرد مكن...
مرد اگرنيست دراين شهر ولي كوه كه هست....
تكيه بركوه كن و تكيه به نامرد نكن


از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد




+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 9:55  توسط BITMIN  | 

 

دست بالای دست ! ( تصویر متحرک) www.taknaz.ir

 

اصلا میدونید فرق زنها با مردها چیه؟بزارید یه مثال بزنم

اگه یه مرد بره حمام

زنونه زنها میکشنش اما اگه یه زن بره تو حمام مردونه

وای وای اونوقت این

مردهاند که خودشونا میکشند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

زن بودن کار بسیار شاقی است چون همواره مستلزم


سروکله زدن با مردان است

احترام به حقوق زنان از قدیم تا به حال !! (طنز تصویری) www.taknaz.ir

 

اگرزنها دنیا را میگردوندند هیچ جنگی وجود نداشت

وفقط چند کشور باهم قهر میکردند وحرف نمیزدند

بعد از چند ماه هم با یه اس ام اس آشتی میکردند

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

هرکس که نداندونداندکه نداند در جهل ابدوالدهر بماند

هرکس که نداند ونخواهد که بداند که نداند حیف است

چنین جانوری زنده بماند حالا فهمیدید زن یعنی چه؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

شنیدید میگند عشقم عشقهای قدیم ؟ میدونید چرا؟

بزرگی میگفت ما زمان ازدواجمون

اولین بارخانم مون را شب عروسی میدیدیمش زمانی که

تور عروس رابا هزار

دلهره وخجالت کنار میزدیم تا واسه اولین بار همو ببینیم

تازه میفهمیدیم که چه قرص

ماهی نصیبمان شده زنی با وقار وباکمالات وحسن

خدادادی بدون گریم وبزک و

دوزک.... خدا راهم شاکر بودیم چون به خودمون اعتقاد

داشتیم آن دختر میشد

ناموسمون از جون واسش مایه میزاشتیم و تا اخر عمر

برای هم نفس میکشیدیم


اما یه عزیز دیگه ای همکلامش شدو گفت اما عشقهای

امروزه از خونه به سر کوچه

واز کوچه به بازارو سرچهارراه و جدیدا هم به چت روم

کشیده وآنلاین عشق میوزند

با یه انیمیشن چشمک عاشق و با دیر جواب دادن طرف

وبا یه انیمیشن بای از هم

جدا میشند اگر هم کار صدی یکیش به ازدواج برسه بعد

از یک حمام رفتن وچهره

واقعی پر از سبیل وسالک ویا بادیدن دوتا ادلیست طرف

با یه بای سرنوشتمون را

به گند میکشه ومیره که میره بعد از مدتی هم چرا گفتن

وای کاش مون شروع میشه

ای کاش من یدونه بودم کاش جای فلانی بودم چرا بابام

اینجوری نیست چرا چرا چرا.......؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 آفرین به این میگن زن ای ول آبجی

مرد سالاری یادت بخیر (عکس) www.taknaz.ir

 

بازهم بیجنیه هاش نخونند

{اونبار داستان یک روز کاری دودختر را با

اینهمه مزاحم سر راهشون گفتیم اینبار

داستان زندگی چند پسر در یک روزمیگم که

خدایش خودم دیدما خودتون قضاوت کنید}

ساعت یک ربع به 6بود که امید از خونه زد

بیرون ونگاهی به اسمون کردو گفت:

چقدر سرده مثل اینکه میخواد بارون بیاد

خداجون رحمت میدی شکر طاقت

سرماشم بهم بده وبا عجله خودشا به

اتوبوس سر خیابونشون رسوندورفت حدود

یازده ونیم بود که عباس به حامد زنگ زد پسه پ تو

کجایی وخی بابا الان دخترا تعطیل میشندا

بدوبیا در دوکون صاحب مردتا وا کن_ خاک

توسرت تر زدی به شارژات حالا

بهونتا دخترا میکنی واسا حالا میام

خدافظ..{آری تااومدن حامدعباس قصه ما

با گوشیش. سنگ ریزه ها بازی میکرد

گاهی هم خودشا تو شیشه مغازه

حامد برانداز میکرد}

پسه دیشب بابام بهم گیر داد که باید یا زن

بسونی یا از خونه ام بری بیرون برا همین

اومدم ببینم تو کیسی چیزی برامن سراغ

داری ؟

عباس جون من اگه کیس میس سراغ

داشتم با همه لوازمش واسه دوکونم

میسادم

خاک تو سرت منظورم دختر زنی کسی بود؟


ها ازون لحاظ.. من من من راستش یکیا

سراغ داشتم اما شوهر کرد اگه زودتر گفته

بودیا ننه بزرگموم بود اما خوب خدا رحمتش

کنه چند روز پیش تموم کرد

ای خاک تو سر بیشعورت کنم داری منا

دس میندازی ده بدبخت تو خو ننه بزرگ

منوم بشت نمدند با ااین قیافه تخمیت

میگم عباس جونم اخی که تو چندی نازی

کاش دختر بودی خودم میسادمت ایشش

زهر مار کاش مدرسه دخترونه زنگشون

میخورد زودتر یه کم دسشون مینداختیما

نه بابا بیخیال دیشب ننه ام میگفت : حامد

این رفیقاتا جمع نکن در دوکون دخترا میاند

واسمون بعدا بد میشه بیخیال شو

ده ده ده پسه حامد نگاه کن ببین احمد

داره میاد اه ببین اون موتوره از خودشه ؟

نمدونم بزار بیاد......... به داش احمد سام

علیک مبارک موتورت

این عروسکا از کجا اوردی؟ ای بابا عباس

چقدر ندید بدیدیا بابا عروسک چیشیده این

یاووم نیست ! این عروسک کادو یه خانم

به من که رسما ازم خواستگاری

کرده...اوهو...بله په چی

خوب حالا این خانم خر فروش کیست ؟ده

بی ادب نشو تا حالا عروسک بودا . منکه از

اولم گفتم یاوو خوب حالا راستشا بگو

بینیم اول گشنمه یه کیک با نوشابه بده

آره حامد به منم بده بزار پا حساب احمد

شیرینی این به قول تو یاووش..هههه ههه هههه هه ه

والا بچا راستش یه خانم هست بدجور

عاشق من شده خودش خونه داره یه

ماشینم داره حقوقم میگیره

خوب بعدش این زنه کجا بوده که تو را تورت

کرده؟بابا خوش بحالت دس ماروم

بگیر ببین عباس احمد حرف مفت میزنه تو

چرا باور میکنی بیشعور جفتمونا

شاسکول کرده ولش کن گمشو بابا برو یالا

خلوت کن

اااااااا ای بابا به جون جمعمون اگه دروغ بگم

طرف وضع مالیش خوبه خدا شاهده

خودش پیشنهاد داده که من در رکابش

باشم و به امور منزلش برسم

خوب حالا ما باور کردیم .این خانم عاشق

چیشی تو شده قیافه نحصت هیکل

بدقوارت سواد نداشت اد چیت..؟ ها؟

اوی حامد چرا حسودی میکنی بخدا راست

میگم این خانم صبح میره سر کار تا

شب همسرش فوت کرده دوتا بچه داره

منم گفتم خوب روزا بچه هاتا نگه میدارم

شبها هم خودتا خلاصه قول داده هر شب

از سرکار میاد شاما ببریم بیرون بخوریمو

باهم دور بزنیمو حرفهای عاشقونه از

خودمون در کنیم حالا افتاد داش

لابد شامی که توازصبح براش پختیا میبرید

بیرون حالا قراره بچه هاش بت بگن بابا

پ ن پ بش میگند ننه خوب معلومه دیگه

برو احمد جون خوش بحالت داداش خدا

بدجور روبت کرده هم زن و هم خونه هو

هم ماشینو موتورو دوتاهم بچه گوش

بحرف حامدوم نده برو خوش باش عروسیت

دعوتمون کنیا

عروسی بگیریم مردوم بخورند نه عروسی

نمگیریم میگیریما اما شام نمدیم

ها پ صرف امور خیریه میکنید ؟

نه بابا میخواد ببردم ماه عسل شمال اخ

جون چه کیفی میده دلتون بسوزه

ای خاک تو سر شمال ندیدت برو گمشو

دیگه ام در دوکون من نیایا بسلامت بدبخت زن زلیل

خدافظ پیر پسرای بدبخت ترشیده

خوب اینم از احمد خوشبخت شد نه؟

راستی نپرسیدیم بچه هاشونم میبرند ماه

عسل بیخیال بابا دیوونه است خل وچل

خوب منم برم تا بابام نیومده کاری نداری

فردا زودتر بیا در دوکونا خدافظ خدافظ

{عباس همینطور که به سمت خونه میرفت

با خودش میگفت حیف امروزم دختری

راندیدم که بهش شماره بدم تا پاره کنه وبا

نا امیدی تمام به آسمون نگاه میکرد

تا بلکه دم غروبی از اون بالا کفتر بیایه

یکدانه دختر بیایه}

وقتی لنگ لنگان به بالا پله رسید مادرشا

دید که با سطل زباله پایین میرفت جلوی

یخچال حیران بود که صدای پدرش او را

بخود اورد پسر مگه تو مردی که مادرت

باید اشغال ببرد من باید نون خونه را هم

بخرم معلوم هست کدام گوری بودی تو

آینده نداری کار نداری دیگه خسته شدم از

بس کار کردم دادم به توبیخاصیت

ولش کن مرد بیچاره بچه ام از صبح تا حالا

دنبال کار بوده اما کار نیست چکار کند

نمیبینی شده پوست و استخوان کار نیست

راستی از امید چه خبر یادتون که نرفته

همون که صبح زود رفته بود ؟امید نزدیک 8

بود که با کمی گوشت و ماست و نون وارد

خانه شد وپولی که دستش بود را به

مادرش دادو گفت:مامان جان اینم مزد

امروزم فقط یادت باشه واسه جهیزیه

خواهرم

کم نزاری که یه وقت درد بی پدری را

احساس کنه ها خودم نوکر جفتتونم

هستم

الهی خیر ببینی پسرم حالا بیا یه چیزی

بخور ..تو نانوایی یه نون خوردم باید برم نیم

ساعت دیگه کلاسم شروع میشه اگه

نرسم به اتوبوس اینهمه راهو باید بدوام

خدافظ ...بسلامت پسرم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

به قول فرهاد عزیز به ریش نیست که به ریشست


هرکس که نداندونداندکه نداند در جهل ابدوالدهر بماند

هرکس که نداند ونخواهد که بداند که نداند حیف است


چنین جانوری زنده بماند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نظرها:

{ اولا مرسیم از همه دوستان گلی که واسم نظر


گذاشتند چه خوب چه بد

اما جای اوناییکه باید باشند اما نیستند همیشه خالیه


یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی


کامران بود از گدایان عار داشت

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 طنز

طرز تهیه پسر بیخاصیت : دوتا دسته طی یکم روغن مایع

فرچه سیمی ولش بیخیال ارزش نداره فقط موادرا بیخود هدر میدیم

 

دانشجوی نمونه به این میگن ! + عکس www.taknaz.ir

 

به یارو مشنگه میگند با بقیه جمله بساز

میگه من بستنی خوردم میگند اه پس بقیه؟میگه بقیه... منا بخوببرندبس

{منحرف نشو گفت:گفت بقیه ... منا بخورند فهمیدی}

پدر به پسرش میگه چرا از ما فاصله گرفتی چرا پیش ما

نمیای؟میگه اگه فاصله افتاده اگه من با ننه ام قهرم تو

کاری با ننه ام کرد که فکرشم نمیکردم


حکیمی را پرسیدند از شجاعت وسخاوت کدام بهتر است

گفت: آنکه راسخاوت است به شجاعت حاجت است

شجاع باشیدو باسخاوت دوستبدارید تا دوستتان بدارند

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اینم آخر وعاقبت چشم چرونی

عاقبت چشم چرونی !!! ( تصویر متحرک) www.taknaz.ir

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 23:36  توسط BITMIN  | 

متولدین اردیبهشت ماه مرد اردیبهشت: دارای افکار قوی وبلندی است قابل اعتماد ومسءولیت پذیر دارای صوتی زیبا ودلنشین اهل مطالعه کارهای هنری پایبند به اصول خانواده از معاشذت با افراد بی ثمر میپرهیزد راهنما سنگ صبور خوبی است به

مسائل مادی علاقه زیادی دادر سخاوتمند بخشنده است یعنی خسیس نیست پدری دلسوز وهمسری مهربان زن اردیبهشت: زیرک باهوش از شکست هراس ندارد سیاره اش سرشار از رعدو برق است انتقاد پذیر نیست وزود بهم میریزد در جستجوی مخبت وشادیست برای گذشته افسوس نمیخورد به آراستگی بسیار اهمیت میدهد دوستانزیادی داردو بسیار اهل رفاقت است پ انژی منظم شادوپرستار خوبی در مواقع سختیست {تولدتون مبارک اردیبهشتیها}

 

 

مادرم روزت مبارک


  • تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید


    مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان

    که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر

     

     روزت مبارک مادر

    شد جهان پرشور و غوغا
    صفحه ی گیتی مصفا
    بیت احمد طور سینا
    پا نهد زهـــرا به دنیا
    ننه جون خیلی آقایی…. از ته دل دوستتتتتتت دارم!!!

     

    تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

     

  • مادر،
    ای لطیف ترین گل بوستان هستی،

  • ای باغبان هستی من،

  • گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.

  • گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد

     

  • تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

     

                      

    هزار دستگاه ۲۰۶، ۱۰۰ دستگاه آپارتمان، اسکناس به ارتفاع برج میلاد، و میلیارها ریال جوایز نقدی

    فدای یک تار موی تو مامان گلم!


  • تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

    پيشاپيش:روز ما موجودات زيبا، دوست داشتني، حساس، عاقل، مدير، مدبر، خلاق و فداكار

    مباركمون باشه!فقط خودمون می دونيم چه جواهراتي هستيم!

    عنکبوت های ماده پس از جفتگیری نرهای خود را میخورند، آن ها تنها موجوداتی

    هستند که فهمیده اند شوهر به هیچ دردی نمیخورند!

    پیشاپیش روز زن مبارک

  • تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

                                  

    انسان تحمل 40واحد درد رو داره اما زن هنگام زايمان 58 واحد درد رو تحمل ميكنه كه معادل شكستن بيست استخوان بدن همزمانه....مادر دوستت دارم

     

    تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

    چند روز دیگه مونده تا روز گرامی زن و مادر نمیدونم باید به مادرهای عزیز چی گفت : اما در یک کلام

    جوانی هایت را با بچگي هایم پیر کردم ، مرا به موی سپیدت ببخش مادر

                                

    تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید          

    تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

    روز مادر بر همه ی  ناز آفریده های یگانه هستی مبارک                                            

  • + نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 11:33  توسط BITMIN  | 


     

     

    به نام خدایی که زن آفرید

    حکیمانه امثال ِ من آفرید

    خدایی که اول تو را از گل
    و بعداً مرا از خشت آفرید

    چنین عاقل وبالغ ونازنین

    ونام وی شد احسن الخالقین


    برای من انواع گیسو و موی
    برای تو قدری چمن آفرید

    مرا شکل طاووس کرد و تو را
    شبیه بز و کرگدن آفرید

    به نام خدایی که اعجاز کرد
    مرا مثل آهو ختن آفرید

    پس از افرینش به من وعده داد

    بهشت برین را به من هدیه داد

     

    خدایی که زیر سبیل شما
    بلندگو به جای دهن آفرید

    وزیر و وکیل و رئیس ام نمود
    و خانه داری خفن! آفرید

    برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب


    شراره، پری، نسترن آفرید

    برای من اما فقط یک نفر


    براد پیت من را حَسَنْ آفرید

    برایم لباس عروسی کشید


    و عمری مرا در کفن آفرید


    نداده مرا حیله ومکر وفریب

    جدا از دغل بازی ومکر وکین

     

    چو وارد نبودم به دوز وکلک

    من افتادم از اسمان بر زمین

     

    والبت مرا نیز پند داد

    که ای زن پاکیزه ومه جبین

     

    تو حرف مردان بد پیله را گوش گی

    رو بیرون بده حرفشان را از این

    {واقعا باید حرف مردان را از این گوش شنید از اون یکی درید}{ با کمال افتخار شاعر امروزی بیت مین روز}

    به سلامتی همه اونایی که تودل ما نشستندو کرایه خونه نمیدند

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    این ماه به درخواست دوستان وهمجنسهای خوب خودم دخترای ناز تریپ ضد پسرها و حالگیری

     یه مشت جغله ومغز نخودی بی خاصیت وبرداشتم

    تا امروز من طرفدار هر دو قشر بودم چون اعتقاد داشتم زمین به هر دو نیاز داره اما خیلی از

     این مغز نخودیها به اصطلاح خودشون تو وبلاگاشون شروع کردند به چرت وپرت بافتن در

     مورد دختران این گلهای پاک روزگار ودل نازک شونا رنجوندن منم بنا به اصرار خیلیها اینبار

     اومدم تا شمشیرو از رو ببندم پس بچرخید تا بچرخیم

     

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    {پسرای بی خاصیت مغز نخودی نخونند چون به دل میگیرندو بعدم رودل میکنند}

     

    ازقدیم گفتنند هر آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است

    وقتی یه پسر بنجول و بی خاصیت با دیدن یه دختر نازو با وقار چشاش عین چراغ فولکس قولمبه

     میزنه بیرون دهنش عین دهن کروکدیل باز میشه ودماغش عین بوفالو متورم میشه و مثل ابشار

    نیاگارا اب از لب ولوچش شرشر میکنه حالا جاهای دیگشون بماند .و وقتی لح لح کنان ارزو

    میکنه یه جواب سلام بشنوه اما دریغ از یه نیم نگاه خوب واضح است که شروع میکند

     

    به اراجیف بافی وتیکه های چرت ساختن

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     

    {بدو تولد مردان این موجودات نفرین شده وبنجول}

    در بسیاری از روایات آمده خداوند برای اینکه قدرتش را به همه ی افریدهایش اثبات کند مرد را

    افرید البت این موضوع در موردآقایون قدیم که ریش داشتند از نوع بلندش سبیل داشتند از نوع در

     رفته وطویلش و مو داشتند از نوع فرفری وقشنگش و چشمای درشتو پر رمقش و قدو قواره ای

     داشتند ماشالله عرض شونه ها هوارتا غیرت وتعصب و مردونه گی که زبون زد

     

    همه ی موجودات بود وفاداری که روی سگ را کم کرده بود هم که بماند اما خدا بیامرزد چنین

    مردان مردی که فقط نصیب نیاکان ما شد و نسلشان رو به انقراض بلکه منقرض شده و فقط نام

    نیک وافسوسش برای ما مانده وغضب الهی شامل حال ما شده چون دیگر از آن مردی مردونگی

     خبری که نیست هیچ کلاه گیس بجای مو تیغ ونخ و رژ هم که جایگزین چیزهای دیگه شده و

     اصلا با واژه ی استیل و تیپ هم بیگانه شده اند

     

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    اما اصل مطلب {پسرای بنجول و از خود راضی بخونند}

    تیکه پرانیها: گفتند ۱- با دیدن یه چسب رو بینی یه خانم بگید کی دماغتو بریده ؟یا بریدی جاش چی بکاری

    ۲-با دیدن یه خانم چکمه پوش بگید اگه برف بیاد چی میپوشی یا....... {اینا رو من روم نمیشه ببخشید}

    ۳- اگه لباس فروشی دارید به یه خانم شیک پوش بگید چقدر اسگل لباس پوشیدی

    ۴-خانمی شماره بدم پاره کنی و خیلی حرفهای مضحک دیگه

    اما جواب همه ی اینها با وکالت ازهمه دختر خانمهای گل

    دوست عزیزو گرامی اق پسری که روزی بزرگانت مایه مباحات وعنایت خداوندبوده و حال تو

    عذاب خداوندشدی

     

    شنیدی میگند اگه آدمی بلایی سرش بیاید دستش را داغ کرده که تکرار نکند؟ اگثر دختران ناز

     پرورده هم چنینند وقتی از تو وامثال تو ودر حین پاکی وصداقت بلایی میبینند نشانی بر صورت

     خود میگذارند تا آخر عمر درس عبرت خود و اطرافیان شوند

     

    ۲ـ واما دوم تویی که کفش پدرت را ولباس داداش 

    کوچیکت را میپوشی تا بزرگتر وچسبانتر به

    نظر برسی وشلوار دایی ات را قرضی میپوشی به طوری که کمرش را به اجبار روی رانهای

     نحیفت میبندی اصلا قیمت بوتهای دختران را میدانی؟ پس وقتی حرص اینهمه اسایش دختران را

     میخوری میشینی و از بدبختی حرف مفت میبافی

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    {توصیه به دختران فقط جیگرای هلو ناز بخونند بی خاصیتها نخونند چون اذیت میشند}

    خانم گلها من چند راهکار واسه گزینه ۱و۲و۳و۴ دارم که بهتون میگم یاد بگیریدو شاد زندگی

    کنید

     

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     

    {ادب کردن الاغها مترسکها اسکلها وکلا علافهای بیچاره}

     

    داستان یک روز دو دختر واقعی> چند روز پیش سر خیابون منتظر دوستم ایستاده بودم که یه

     موتور سوار جغله جلو پام سبز شد گفت:میشه در رکابتون باشم؟ به قصد اعتراض صورتما

    برگردوندم اما از رو که نرفت هیچ و گفت: این ماشینها سوارتون نمیکنند بیا خودم میرسونمت

     جیگری.گفتم: مگه شما مسافر بری؟ گفت آره عزیز اونم از جنس هلو هاش. باز هیچی نگفتم

    کمی اونطرفتر رفتم ونگاهی به ساعتم کردم. دیدم رفت اما بچه پرو دور زد برگشت گفت:حالا

    میشه ما راهم تو طویلتون قاطی الاغاتون جا بدید؟

     

    نمیدونستم باید بخندم یا بزنم تو سرش خدا این مرد یا الاغ؟گفتم دل من که طویله نیست ! گفت

    خوب من چه کنم که بد جور الاغتم؟ گفتم جدی میخوای الاغم بشی گفت بدجور گفتم دوست داری

    کتکم بخوری ؟گفت : عاشق کتک خوردنم .تو خیابون بد جور تو اعصابم بود بند کیفمو اروم

    انداختم دور گردنش گفت وا عزیزم الان تو خیابون بیا بریم خو.....نگذاشتم حرفش تموم بشه و با

     یه لگد موتورشو انداختم و داد زدم آی کمک کمک دزد دزد مردم کیفم کیفم دزد خلاصه به یه

     چشم بر هم زدنی مردم این قاطر زبون بسته را زیر دستو پا لهش کردن وحالا نزن کی بزن

     (خوب به من چه خودش گفت عاشق کتک خوردن)

    خلاصه دوستم رسیدو گفت چی چه خبره؟ گفتم هیچی یه الاغ ادب شد

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     رفتیم نزدیک عابر بانک که دیدم دونفر که یکیشون با بازوبندای که زیر تیشرت داداش کوچیکش

     بسته بود و ادعای رضا زاده بودن داشت میترکوندش گفت: خانمی میخوای پول بریزی به حسابم

     بذار شماره بدم

    دومی که عین دسته طی درازو بی قواره بود با اون موهاش که با روغن مایع {اح یوع}صاف

    کرده بود گفت : ولشون کن بیچارها میخواند حقوقشونا چک کنند خلاصه هنگ کردن دستگاه

     

    و قاط زدنش یه طرف شماره خوندن این دو مضحک هم یه طرف دیگه ببین به این شماره۰۹۱۲

    .....نه به این یکی ۰۹۳۵... بدجور تو مخ بودند دوستم گفت شیطونه میگه یه دوتا آبچاگی

     

    بزنم زیر............گفتم بیخیال رفیق اومدیم بیایم اون بازو بادی گفت :حساب ما چی شد عزیز؟

     اون اسکلته گفت کار میکرد تونستید راش بندازید با حالت معصومانه همیشگی خودم گفتم آره

    واستون پرش کردیم اما باید ببخشید چون آفتابه نداشت

    .

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     

    رفتیم آتلیه چاپ بزنیم که یه برادر ترش شده گفت:افتخار میدید یه عکس دونفره در خدمت

    باشیم؟گفتم خدایا اینا کجای دلم بذارم؟ یه نگاه از سر لطف بهش کردم حییوونی دلم بدجور واسش

    سوخت آخه از بس دل رحمم به خدا.آروم گفتم الان نه قرارمون ۳ ساعته دیگه همین جا گفت پس

     من نمیرم منتظر میمونم زود بیا گفتم خسته میشی ! گفت در راه عشق جان باید داد خستگی چی

     برو خوش باش منتظرت میمونم

    بعد از اتلیه داشتیم میرفتم که یه لباس فروشه تو پیاده رو به رفیقش گفت:

     

    تو این لباسا شبیه اسگلا شدند حالم منقلب شد وارد مغازه شدم دوستم گفت نشنیدی چی گفت گفتم

    هیچی نگو باید ادب شه پشت سر ما وارد مغازه شدو گفت : امر بفرمایید. گفتم جین جدید

     

    دارید. خلاصه تو چشم بر هم زدنی سه تا از قفسه شلوارا را واسم رو کردو شروع کرد به

    مهمل بافی این جدید این رو بورس این مال اهل حجر این مال زمان قجر خلاصه به نفس نفس که

     

    افتاد یکی از جینها رو برداشتم وگفتم مانتو واسه روش چه مدل پشنهاد میکنید خلاصه مانتوهای

    بنجولو جدیدو قدیم را به رخ میزش کشیدودر آخر گفتم من اون مدل تو ویترینا میخوام گفت اون

     نمونه کار گفتم من چشمم بد جور گرفتش خلاصه این بنده تیکه پرون یک ساعت تو ویترین دستو

     پنچه نرم کرد تا مانتو اوورد منم رفتم تو پروو شروع کردم به چک کردن اس ام اس

     

    هام بعد بیست دقیقه ای اومدم بیرونو گفتم نه بهم نمیاد ببخشید اسکلتون کردم و زدیم بیرون هاج

    وواج داشت میزو لباساشو نگاه میکردو به خودش میگفت لعنت به دهانی که بی موقع باز شود

     

     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    سر راه به دوستم گفتم بذار یه شارژبگیرم مغازه دار گفت وقتی شارژ را واردکردی به شماره

    رو شارژ یه تک بزن تا منبعد گوشیت خودکار شارژ بشه

    گوشیما شارژکردمو یه نگاهی بهش انداختمو کاغذو پاره کردمو گفتم باید این شماره پاره بشه تا

    اشتباهی به مشتری نفروشید بیچاره اون مونده بودو این شعار که شماره بدم پاره کنید

    حدود ۶ساعت از اول صبح گذشته بود که موقع برگشت به دوستم گفتم واسا واسا دوستم گفت چی

     شده گفتم اون مرد نگران ومضطرب چشم دوخته به ساعتو جلو اتلیه ببین گفت خوب بعد

     

    ماجرا را واسش گفتم خلاصه کلی به این مترسک بیحال و بیرمغ خندیدیم والبته برای این قشر

    بدبخت فنا شده دعا کردیم

     08~14.jpg

    از این سری واقعیتها در مورد این موجودات نفرین شده زیاد اما گریه دار تر زمانی که تا یه هلو

     میبینند می گند

    {متلکهای جدید}

    ۱-میشه زیر پاتون له بشیم .یا ترا خدا افتخار بده خاک پات بشیم آب دماغتیم خانم قلب من فقط با

     دیدن شما میزنه باکتری زیر ناخنتونیم خانم

      بعضیهاشونم میگند 1. خانمي نمازتو خوندي؟ 2. روزه هاتونو واستون بگيرم جيگر؟ 3. وقت

    داري واست دعا کنم؟ 4. ابجي دوست پسر به شرط ريش و سيبيل نميخواي؟ 5. حيف که روزم

    وگرنه جيگرتو ميخوردم. 6. خواهر اگه نمازتون دير شده برسونمتون؟ 7. من وضو بانفس عشق

     تو ميگيرم 

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     

        پس بر ما واضح ومبرهن است که این موجود ایه وقدرت که نیست هیچ بلکه این همان خشم

    وغضب خداوند است که اگر خانمی آق والدین شود دچار چنین عذابی شده است ودر ان شک

    نکند و برایش عذابی بالاتر از این نیست که این موجود نفرین شده برانها بگویید دوستت دارم

    وبدانند این جمله همانند کلمه ای است که عزراییل به بهترین فرشته پاک خداوند میگویید یعنی بیا

    بغلم

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    در کل تنها راه ادب کردن

    قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر


    بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید

    نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن

     

    قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه


    بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه

    نتیجه اخلاقی : با ادب شدن

     

    قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت


    بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت


    نتیجه اخلاقی : متواضع شدن

     

    قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث


    بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت


    نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

     

    قبل از ازدواج : رفتن به اماکن تفریحی


    بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم


    نتیجه اخلاقی : صله رحم

     

    قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره


    بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف


    نتیجه اخلاقی : آموزش های کاربردی و مفید

     

    قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از بابا


    بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم


    نتیجه اخلاقی : با سخاوت شدن

     

    قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر


    بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و نان


    نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی

     

    قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی


    بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه


    نتیجه اخلاقی : امنیت کامل.

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

      

    {اخطار به همه خانمهای عزیز}

    وقتی از کنار این موجود رد شدید به روی خود نیاورده ومانند فرشته جن دیده فقط بگویید بسم

    الله الرحمن الرحیم تا  فورا این عذاب از سر راه شما گلهای پاک ومعصوم دور شود

     

    هشدار به مادران باردار


    در زمان بارداری اگر متوجه شدید نوزاد شما پسر خواهد بود گوشت شتر زیاد خورده و وقتی


    فرزند بدنیا امد به او روزانه یک وعده شیر سگ داده تا دربزرگسالی کمی وفادار شود

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    متولدین: اسفند ماه

    مرد: این مرد خونسرد کم توقع فرصت شناس حساس خجول تعصب خاصی ندارد وی راهنمای

    خوبی برای دوستانش است و از هیچ کمکی البته فکری نه مالی دریغ نمیکند او مرموز وتودار

     است البته رویا پرداز است به طوری که گاهی فکر میکنند دروغگوست برای بچه ها پدری

     مهربان است ومشکلات آنها را با دادن اسباب بازیهای عجیب وغریب که هرگز واقعیت ندارد

     حل میکند عاشق زیباییست اگر همسری پیدا شود که او را تشویق کند شاید به رویاهایش جامه

    عمل بپوشاند

    زن : این زن اگر زشت هم باشد باز جذاب است هوش زنا نه اش قوی است موقعیت شناس

    وباریک بین است خیال باف آسیب پذیر بخشنده وغمخوار است سنگ صبور خوبی است اما کمی

     ناقلا و شیطون است

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     نظرات:

    احمد عزیز دوست ناشناس مطلبتا خوندمو مرسی از اعتمادت . به نظر من چون

     خانمهای باردار تو دو برحه از زمان بارداری شکننده و زود رنج میشند یکی سه ماه اول و سه

     ماه اخر پس باید کمی بیشتر بهش توجه بشه ترک کردن منزل در زمان عصبانیت خانمت بیشتر

     ناراحتش میکنه و اصلا درست نیست که اونا با یه عالمه دلشوره وتشویش تنهاش بزاری بهترین

    راه   حل من به تو دوست خوب اینه که اینجور مواقع تو اوج عصبانیتش دستاشو محکم بگیری و

     ازش   بخواهی که بنشینه وبهش خیلی راحت ومهربانانه بگی که کنارشی ودلت میخواد سنگ  

    صبورش   بشی مثل یه خواهروتو اوج عصبانیتش بگی که عاشق همین اخمش شدی والبته اگه 

    بخنده بیشتر  دوستش داری بیشتر کلمات عاشقونه واسه خودش بکار ببر و کمتر بخاطر بچه

     

    دوسش داشته باش یعنی واسه خودش بخواش و وقتی از درد یا ناراحتی یا از اینکه چرا خدابهش

     

     بچه داده حرف میزنه وگله میکنه خیلی راحت بگو در عوض بهشت زیر پاته و وقتی بچمون

     

     برات بخنده همه ی دردات یادت میره بیشتر از جملات محبت آمیز استفاده کن نگو مادرم ده تا

     بچه دار یا خواهرم چنان......یادت باشه اعصاب راحت مادر آرامش بچه اتو دنبال داره

    وبرعکس ونکته آخر غرور مرد هم سازنده است هم ویرانگر پس بجاش کوچکی کن تا بزرگ

    بمونی {کانون خانواده ات گرم باشه پدر آینده}

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

     

    مرسیم از همه دوستان خوبم که بیشتر رو داستان ماه پیش نظر داده بودند دوستان خوبم که تو

     یکسال گذشته افتخار آشنایی و یادگیری ازشون داشتنم<>>> محبوبه عزیز مرجان معصومه

    خانم گل زهرا خانم نهال رویا آرزو مرضیه مریم امیر امیر علی کوروش نازنین رضا مارال

    علیرضا سینا احمد رامین حامد سعید میلاد فرهاد ومهدی عزیزم و همه ی عزیزان شناس و

    ناشناس دیگر.... امیدوارم همگی شاد سرافراز وسربلند باشند

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

    پیام وبلاگ

    آنتی بیوتیک مشکلات تونیم پنی سیلین غمهاتونیم استامینوفن درداتونیم دیفن هیدرامین بی

    خوابیهاتونیم آنتی هیستامین اشکهاتونیم خلاصه داروخونتونیم رفقا

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

    طنز

    یارو بلال پیدا میکنه یکم نگاش میکنه میگه قدرت وعظمت خدا را برم این زمان پیغمبر

    اذان  میگفت 

    یارو پشت در دسشویی این پا او پا میکرده میگه ببخشید میشه من زودتر برم کار من سر پایی

    ! اونی که جلو بوده میگه پ ن پ من قراره بستری بشم

     

    فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟


    سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت

    به مردی که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟


    خواجه

    دلم میخواد اینا فقط پسرای بیخاصیت بخونند البته ترا خدا با احساس بخونند

     

    آتش زدی بر خرمنم.... وای خرمنم

    وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم.. وای خرمنم..

    وای خرمنم.. وای خرمنم.... وای خرمنم.......وای خرمنم...........

    خوب بسه دیگه فهمیدیم چکاره ای

     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

    خيلي خسته ام هميشه مشغول كارم ميدوني چرا


    چند هفته ست که خیلی احساس تنبلی می کنم و این هفته آخر هم دیگه

     

     دارم از پا در میام

    همیشه فکر میکردم کمی تنبلم،اما حالا دقیقا حساب کردم و متوجه شدم

     که خیلی کار میکنم


    ببینید ما تو ایران 72میلیون جمعیت داریم که 13میلیون اینها

    بازنشسته هستند.پس میمونه 59میلیون نفر.از این تعداد، 24 میلیون

     دانش آموز و دانشجو هستند.یعنی برای انجام کارا فقط 35میلیون نفر

     میمونن


    تعداد 10میلیون نفر هم توی ادارات دولتی شاغلند که خب عملا کاری

     انجام نمیدن


    پس برا پیش بردن کارا فقط 25میلیون نفر باقی می مونند

     

    ازاین 25میلیون نفر هم 4میلیون نفرسانسورچی اینترنت و نماینده

    مجلس هستند


    پس فقط 21میلیون باقی می مونه و اگه بدونیم که 17میلیون آدم

    جویای کار داریم،معنیش این خواهد بود که کل کارهای مملکت رو 4

    میلیون نفر دارن انجام میدن.


    اما حدود 2میلیون نفر هم نیروهای مسلح داریم و این یعنی 2میلیون

     نفر نیروی کار باقی می مونن


    از بین این 2میلیون،900646نفر عضوپلیس و وزارت اطلاعات هستن


    پس کلا می مونیم 1003531نفر


    حالا این وسط 876649نفر بیمار داریم که قدرت کار ندارن و بار کارای

     کشور افتاده رو دوش 200806نفر


    فراموش کردم که بگم ما 186806نفر هم انواع زندانی داریم


    پس کل کارای کشور افتاده رو دوش 14نفر


    از این 14تا،12تاشون عضو شورای نگهبان هستن


    پس نتیجه میگیریم که کل کارای کشور رو من و تو باید انجام بدیم.تو

    هم که نشستی داری این متنو می خونی!


    پس تمام كاراي اين مملكت رو دوش منه بدبخت افتاده؟

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

     

     از همه ی پسر های گل وآقا که اصلا اهل تیکه پرانی ومزخرف

    نیستند عذر میخوام وامیدوارم که

     نسل سوخته کمی از آقاها یاد گرفته ودر سال جدید اخلاقشونا اصلاح

    کنند

    خونه تکونی عید یادتون نره

    تو خونه تکونی ما را از دلتون بیرون نکنیدا

     

    یادتون باشه یادم کنید

    دوتا خواهش اول سر سفره هفت سین وموقع تحویل سال از دعای خیر فراموشم نکنید ودوم


    عشقتونا دوستتونا مادر پدر خواهر برادرهاتون را ودرکل همه ی عزیزانتون را 1391بار

    ببوسید تا

    1391 بار بوسیده شوید


    دعای من در سال جدید برای دوستانم :خدایا 1391بلارا از دوستانم دور بدار1391 دوست را

     

    برایشان نگه دار 1391رزق وروزی حلال نصیبشان گردان و1391 آرزویشان را براورده

    کن و

     

    1391سال عمر باعزت نصیبشان گردان {امین ای بزرگ بی انتها}

    سال 1391پیش پیش مبارک

    قشنگترین نگاه نگاه خداوند است برای نگهداشتن بهترین بنده اش شما را به همان نگاه میسپارم

     

    هرجا هستید شادو سلامت باشید   دوست بدارید تا دوستتان بدارند             تا سال آینده بدرود

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

     


     

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 19:8  توسط BITMIN  | 

    سلامتی‌ اونایی که تا میان دخالت کنن همه بهشون میگن


    تو یکی‌ دیگه خفه شو !


    نمیدونم شاید چون میدونند که شما بهتر از اونها میفهمید این جمله را بکار میبرند به دل نگیریدو همچنان نظر خودتونرا بدهید

    سلام بهمن ماهتون تو این فصل سرد خوش   خوبید

    چون اینبار تصمیم گرفتم بعد مدتها واستون یه داستان بذارم که یکم دردناک پس اول یکم خنده و

    شوخی بعد داستان

    طنز

    عزیزی در یکی از استانها میره تو انتخابات شرکت کنه و سخنرانی میکنه میگه: این مردم

    بدانند که ما از قبل هم با فناوری نانو اشنا بودیم نانو پیاز نانو ماست نانو پنیر نانوهندوانه نانو

    گوجه وهمچنان هم در پی پیشرفت هستیم

    وایشان همچنان شعار دادند :اگر به مو رای بدهید مو برج میلاد را به خرم اباد انتقال میدوم و

    پل ارتباطی بین لرآباد نیویورک را احداث میکونوم کل شهر را سقف میزنوم لوله کشی نوشابه

    به شهرمان میکونوم وامامزادها را به چهار برابر بلکه پنج برابر افزایش میدوم و شبهای جمعه

    را هم دوبرابر میکونوم

    همون عزیز میره خواستگاری از خانوادش میپرسند آقای داماد چکاره اند میگند تو شرکت

    پاکسان کار میکنند عروس خوشحال میشه میگه اونجا چکار میکنید ؟داماد میگه عزیزوم به

    سلامت خانواده می اندیشوم

    بعد از اینکه از مراسم خواستگاری اومد میره به مخابرات خبر بده به باباش آقاهه میگه جناب

    کابین آخر این بنده خدا هم میره ته سالن تو دسشویی سرشو میکنه تو چاه داد میزنه بوا بوا جان

    بوت میاد اما صدات نمیاد

    همون عزیز بعد کلی تحصیل دکتر میشه دوستش میاد پیشش میگه چکونوم که وبا نگیروم؟

    دکتر میگه:ازدواج نکون ؟میگه وا چه ربطی به ازدواج داره ؟ دکتر میگه خوب کاری نکن که

    به گوه خوردن بیوفتی


    تو همین شهر یه خبر بد اتفاق افتاد که واقعا دلخراش بود و وقتی اخبار اعلام کرد کل ملت

    شوکه شدند میدونید چی شده بود متن اخبار بدین شرح بود { امروز در لرستان زلزله ای به

    بزرگی 1/2 ریشتر آمد که جان 89 عزیز هموطن مارا گرفت تحقیقات نشان داد که 9 نفر بر

    اثرفروریختن سقف دسشویی و80 نفر دیگر هنگام تقسیم چادرهلال احمر در دم جان باختن

    روحشان شاد یادشان گرامی باد}


    احساسات


    فکر تنهایی نباش تنهایی به خودی خود تنهاست تنها فکر کسی باش که

    بی تو تنهاست

    تو خواهی امد وخواهی گرفت از من به اسانی دلم را حتی اگر حصار خود

    کنم دیوار چین را


    ترا خدا گاهی بخاطرم ماندن را تحمل کن رفتن از دست همه برمیاد


    بهت نمیگم دوستت دارم بهت میگم بهت اعتماد دارم چون هرکسی

    میتونه هرکسی را دوستبداره اما به هر کسی نمیشه اعتماد کرد


    تو که مرد نیستی نمیدونی تنها یه مرد میفهمه که سرت روی دست من

    امنیت تو نیست آرامش من است {بسیار زیبا}


    نظرات


    مرسیم از همه دوستان گلم که اینقدر مهربونند{علی عرفان میلاد

    زهراخانم گل هانیه  بهناز گلم مهدی ومامان مهربونش ودوستای شناس

    وناشناسی که واسم مطلب نوشتند نظر گذاشتند ممنون همه هستم

    اکثر نظرات تعریف بوده طنزبود خوندم اگه بعضیهاشو نمینویسم چون رده

    سنی خواننده گان وبلاگ کم وزیاد داره وبعضیها جنبشون پایین فرهاد

    عزیزم گفته تا صبح بیداره بوده وکل وبلاگمو خونده مادر عزیزشم تایید کرده

    {اما فرهاد خان مادرگلت ساده با ما هم آره ؟تو تا صبح خدایی تو اینترنت

    مطالب منا میخوندی؟در اینکه اهل شیطونی نیستی شک ندارم}مرسی

    ودوست جدید من به نام دیاکو یه داستان واسم گذاشته گفته بدترین

    ضربه زندگیش بوده و خواسته بنویسم با اینکه دیگه نمیخواستم داستان

    بنویسم اما این یکی بد جور تو اعصابم بود


    داستان{صیاد صید شده}

    خیلی دوست داشتم برم دانشگاه اما تو کنکور رد شدمورفت واسه سال

    دیگه از نظر مالی خوب بودیم زحمات چندین سال پدر بودو من تک پسر

    زیاد سخت

     

    نبود زندگی رءالی را داشتم راحت و ریلکس هر چی میخواستم فراهم بود

    ازنظر تیپ وقیافه هم خدا چیزی واسم کم نذاشته بود طوری که هر بیننده

    جذبم میشد واین منا مغرور کرده بود بعد از اینکه از نتیجه کنکور

     

    باخبرشدم بدجور بهم ریخته بودم صدای خنده وشادی مهسا که هم

    رشته من بود وقبول شده بود داغونترم میکرد یه لحظه چشم تو چشم

    شدیم بهش گفتم بهتون


    تبریک میگم از صدای من جا خورد دختر با وقارو خانمی بود گفت شما هم

    قبول شدید وقتی حالمودید همه چیرا فهمیدحس انسان دوستانش گل

    کردو یکم تمدد اعصاب داد ازش خواستم باهام یه چرخی بزنه یکم

     

    گفتگو کردیم از کنکور تا خودمون دست خودم نبود انگار بدجور شیفته اش

    شدم چشماش بسیار نافذ وزیبا بود یک سال از این جریان گذشت من

    شدم همه داروندار مهسا نمیدونم چی شد که باسمیه آشنا شدم


    وقتی مهسا فهمید خیلی اصرار کرد برگردم التماسو خواهش او بیتفاوترم

    میکردنمیدونم رویا نگار حمیده مژگان از کجا اومدندو چطور رفتند وقتی با

    دوستم تویه ماشین داشتیم گپ میزدیم دختری به زیبایی پری


    دریایی دیدم به دوستم گفتم این چیزی که من سالها دنبالش بودم دوستم

    بلند خندید خلاصه اولش خیلی سخت بود اما تونستم باهاش چند کلام

    حرف بزنم نگاهش خیلی اشنا بود انگار صد ساله میشناسمش از

     

    رفتارش فهمیدم دختر بی بندوباریبی قیدو بند اما دل من بدجور تو دام بود

    با اینکه خیلی نبایدها رو دیدم اما نتونستم ازش دل بکنم پیش خودم گفتم

    خوشگلی با دردسرهای خودش مثل خود من اما من این اخرین


    عشقمه یک شب بدجور تو فکرش بودم بهش زنگ زدم گفت باید بره

    مهمونی کلی باهاش حرف زدمو التماسش کردم که نره وبه دیدن من بیاد

    و در آخرهم کار به دادو فریاد کشید گوشیا که گذاشتم نفهمیدم چطوری

    شد که


     دستام خیس بودو چشمام پر اشک اره این {عشق} انگار گذشته من

    لذت بود نه عشق با صدای زنگ دربه خودم اومدم نیلوفر پشت در بود

    سعی کردم ناراحت نشون بدم گفت چی؟سر من داد زدی حالا تو

    ناراحتی ؟گفتم بخاطر اینکه سرت داد زدم ناراحتم وحقیقت دلمو

     

    واسش گفتم گوش کرد و فقط یک جمله گفت:حاضری با من باشی حتی

    اگه بدونی میمیری وبه جهنم میری؟حس بدی نداشتم آروم آروم انگار

    بهشت را میدیدم مثل کودکی که سالها بدون مادر بوده و بادیدنش

     

    به ارامش واقعی میرسه حال یه کویرا داشتم با دیدن یه ابر پربارون گفتم

    هر چی تو بگی مینویسم و امضا میکنم که با توجهنم بهشت بدون تو

    بهشت بی معناست نفهمیدم که با این جمله کفر. خدا واقعا بهم پشت

    کرد .بعد دوروز که پیشم بود ازم خواست از اول تا آخرزندگیمو بگم حرفم

    به نیلوفر که رسید یه لحظه


    تو چشمام زل زد دیدم گریه اش گرفت اونقدر گریه کرد که نفهمیدم چرا/

    واسش قسم خوردم گفتم من قول دادم قسم خوردم اینا مال گذشتست

    دیگه تموم شده از تو کیفش شناسنامشو درآوورد نشونم داد خدای من

    مهسا؟ نیلوفر ؟آره من همون مهسام بعد تو به هر دری زدم تا


     پول جراحیهامو در بیارم زیر هر عملی رفتم تا بشم بهترین بشم زیباترین

    میخواستم خودم بیام پیشت ساکشن تاتو گونه ماهیچه ابرو همه اینا درد

    داشت اما نه به اندازه دردی که بخاطر تو بودو خواستم با تو تقسیمش کنم

    تو منا تبدیل به یه عروسک زیبا بی ارزش


     کردی یه مهسای پاک با آبرو تبدیل شد به یه نیلوفری تو مرداب اما حالا با

    خیال راحت میمیرم که قربانی اخرم عشق اولمه عشقی که هوسباز

    بود صیادی که


     صید میکرد اما الان خودش تو تور صید اچ آی وی افتاد.با شنیدن حرفهای

    مهسا سرم سیاهی رفت هیچی نفهمیدم زمانی بخودم اومدم که تو

    بیمارستان پدرم و مادرم برای بدبختی یدونه فرزندشون گریه میکردند


    {نمیخوام سوال همیشگی ما بپرسم بنظر شما کی مقصر؟ نه اما یکم

    فکر در مورد خودمون آیندمون بدنیست}


    بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید


    سرنوشت تصمیم میگیرد که تو با چه کسانی ملاقات کنی ، اما در نهایت


    این قلب توست که تصمیم میگیرد چه کسی در زندگی تو خواهد ما ند 

    عزیزی میگفت :کاش همیشه کودک بودیم تا بجای دلمان سر زانوهایمان

    زخم میشد

    متولدین:

    بهمن ماه مرد بهمن/ رفیق باز واقع گرا بی قیدو بند کنجکاو مسائل عجیب

    وغریب وسواسی تحلیلگر او براحتی میتواند عشق ونفرتش را تغییر دهد

    به سختی میتواند تن به ازدواج دهد مگر اینکه بداند زن مخل ازادیهایش

    نمیشود شلوغ و پر سرو صداست خوبیهایش


    حسود نیست و اگر روزی پدر شد رابطه ای عاقلانه با بچه هایش دارد


    زن بهمن/عاشق آزادی مطلق است دارای حسن نیت سردو بی احساس

    پیشگو کنجکاو بی ثبات زیاد اهل مد نیست و به ظاهر خود اهمیت نمیدهد

    وجالب اینجاست که این زن اصلا به پول اهمیت نمیدهد

    ای آنکه زنده از نفس توست جان من

    اندم که با توام همه عالم ازان من

    آندم که با توام پرم از شعرو از شراب

    میریزد ابشار غزل از زبان من

    اندم که با توام سبکم مثل ابرها

    سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من

    بنگر طلوع خنده ی خورشید بر لبم

    زان روشنی که کاشتی ای باغبان من

    با تو سخن گفتن زمهر چه حاجت است؟

    خود خوانده ای به گوش من این مهربان من


    میگند اگه عزیزی جزئ از خاطرات خوب زندگیتون شد ازش تشکر کنید

    متشکرم که هستید که به من بخاطر وجود شماست که مینویسم

    امروز برایتان اینگونه دعا میکنم {خدایا به جز خودت به دیگری واگذارش

    مکن تویی پروردگار پس قرار ده بی نیازی در نفسش یقین در دلش اخلاص

    در کردارش روشنی در دیده اش بصیرت در قلبش و روزی پر برکت در

    زندگیس}امین


    دوستبدارید تا دوستتان بدارند دوستون دارم تا اسفند ماه شاد و سلامت

    بدرود

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 10:54  توسط BITMIN  | 

    سلامی به زیبایی فصلهای سال زمستونتون مبارک

    اول از همه جواب مسابقه :خیلیها سوال مرا یه سوال ابتدایی تصور کردند از جمله اقا عرفان ورضا وسعیده عزیز که نظرشون یکی بوده که این سوال مال چهارم ابتدایی اما خیلیهای دیگه مثل کوروش عزیز سارا امیر وعلی از این خود بودنشون راضی بودند وهیچ شکایتی نداشتند اما در بین این خوب وبد نظرها من دوجواب گرفتم که واقعا به دلم نشست و کسانی که ابتدایی بودن سوال را دیدند میتونند به این نیمه لیوان هم بنگرند>    مارال عزیز گفته : دلم میخواست یه پرنده بودم و از اون بالا به همه چیز نگاه میکردم وهر موقع کسی منجمله عشقم نیاز به کمک داشت هر چه در توان داشتم برای کمک به او فدا میکردم

    و ندای عزیز که گفته : دوست داشتم خاک بودم که بهترین افریده خداوند یعنی انسان حاصل اوست خاکی که باعث رشد زیباترینهاست ودر اخر خاکی که کف پای رفیق با وفاست

    فکر نمیکردم جواب سوالم از این زیباتر بشه ممنون از احساس پاکتو عزیز

    مرسیم از فرهاد عزیز و مهدی عزیزم که لطف کردنو نظرشونا گذاشتند آرزوی من اینه واسه هر دو شما>

    قصه ازحنجره ایست که گره خورده به بغض یک طرف خاطره هاست یک طرف فاصله هاست در همه آوازها حرف آخر زیباست حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست<اق مهندس آینده

    اهل دانشگاهم رشته ام علافی است جیبهایم خالی ست پدری دارم حصرتش یک شب خواب دوستانی همه از دم ناباب وخدایی که مرا کرده جواب اهل دانشگاهم قبله ام استاد است

    جانمازم نمره خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست

    غذایم چیست دو تخم مرغ و یک گوجه

    من نمیدانم که چرا میگویند مرد تاجر خواب است ومهندس بیکار

    واقعیت

    سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان

     

    توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
    نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه


    اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)


    اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری..

    نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید بهتره عینک بزنید


    .اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید

    و به مورد ِ (1) مراجعه کنید

    نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند

    به هر دختری که رسیدید خود را بچه مثبت نشان دهید ومراقب لنگه کفشها باشید

    .اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر باید پورو باشه)


    .اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .

    نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده کفش هم نثارتان می کنه.
    تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند
    .

    اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
    چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
    نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید
    .
    حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم که انقد خرفت نمیشه
    )
    .
    اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه
    .
    نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات
    )...
    .
    اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخورید

    اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری

    چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...

    بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
    وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی


    .یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن

    .اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
    .اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم

    تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم.

    .اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم


    .

     

    + نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 17:48  توسط BITMIN  | 

    نفسم میگیرد در هوای که نفسهای تونیست

     سلام:بازم یکم دیر اومدم اما خوب تعطیلات بود دیگه ما هم مهمون داشتیم شرمنده

    اما خوبیش اینه که یاد گرفتید صبور باشید به قول بزرگی{وقتی تنها راه چاره صبر است مشکلترین کار صبوریست}

    چون همه تو این مدت عزاداری کردید یه پ ن پ دارم که میگم شاید جالب باشه

    عشقم تنهام گذاشته تو عزاداری دیدمش با یکی دیگه بود اعصابم بد جور بهم ریخته بغض تو گلومه اشک تو چشام دوستم میگه میخوای گریه کنی میگم:پ ن پ دارم تمرین میکنم با چشام چه جوری جیش کنم

    فتوای جدید محر م : نابخشوده ترین گناه این است که به نامحرمی نگاه کنید مگر اینکه لامصب خوشگل و خوش هیکل باشد

    دوست ترک ما به پسرش شک میکنه با عصبانیت تو چشاش زل میزنه میگه ها کن! پسرش ها میکنه یهو میزنه زیر گوشش میگه خاک بر سرت میری دختر بازی

    به یارو میگند طاقت شنیدن یه خبر بدا داری میگه اره بگو .میگند بابات مرده .میگه اح خاک بر سرت فکر کردم میخوای بگی یارانه هامون قطع شده

    متولدین آذر

    مردآذر:بسیار خوشبین حتی نسبت به دشمنانش از گذشته پند نمیگیرد .مثل بچها با زبان گول میخورد از ادمهای قوی خوشش میایید دشمنانش اندک اند ادم صاف صادق و خالصی است جذب چیزهای جدید میشود در مقابل بدی و ازار او هم اینچنین است .زیبای برایش مهم است سرعت عمل بالای در کارها دارد قلب پاک و بی ریای دارد اگر اهل تملق باشید میتوانید اورا خیلی خوب جذب خود کنید فقط به نظراتش اهمیت دهید.راستی این مرد حوصله بچه را هم ندارد.

    زن آذر: بسیار به روز و اجتماعی با هر کسی زود اخت میشود ولی هر کسی به عمق درون او به زودی راه نمیابد خود رای مستقل سرخود عمل میکند .اهل مسافرت است همیشه برای خود رازهای ناگفته دارد دلی ارام ومهربان ودر وقتش انتقام جو وبیرحم با ناملایمات میجنگد اگراو مرد بود دنیا را تسخیر میکرد جاه طلب ومغرور عاشق کادو بدون ریاست مادری دلسوز ومهربان وهمسری فداکار است اگر مرد دلخواهش را بیابد تا سر حد مرگ اورا میپرستد

    احساسات

    *وقتی دروغها شیرین است و واقعیتها تلخ ُ آرزوی همه این است کاشکی دروغها واقعیت داشت و

    واقعیتها دروغ بودند...

    زندگی چیست*زندگی جدال نابرابری هاست!

    صبر چاره ی خوبی نیست یعنی چاره ی بیچاره کننده ای ست! غیرعادی میشوی ، دیگران غیرعادی میشوند، تا بغض تنها دو گام فاصله داری، حکایت بچه هایی میشوی که بی اختیار به ونگ ونگ می افتند و دیگر هیچ چیز آرامشان نمیکند، و هیچ کس هم هیچگاه نمی فهمد چرا، فقط آنقدر گریه میکنند تا خوابشان میبرد...لحظه ها از آن لحظاتی ست که اگر گیرشان افتادی به راحتی دست از سرت بر نمی دارند!

    دلت تنها نوشتن میخواهد ، بعد ازمدتها در این دنیای مخصوص به خودت، حتی اگر هرگز خوانده نشوی

    جای غبطه خوردن به پیشرفت دیگران و الگو گرفتن فقط حسادت میکنیم.زندگی چیز عجیبی است

    در جایی که بایدحقیقت را بگوییم چون بر علیه مان است دروغگویی پیشه میکنیم.

    با اعمال و رفتار خود دیگران را مجبور به تعریف و تمجید از خود میکنیم.

    وقتی به خشم می آییم چراغ عقلمان خاموش میشودو هر حرفی را نثار دیگران میکنیم.

    به جای شکر گذاری مدام آرزوهای دور و دراز میتراشیم.

    در کارهایمان پیوسته نفع شخصی و رضایت دیگران برایمان مهم است نه رضایت خداوند...

    مقابله با این همه تضادهای زندگی یک اراده ی پولادین و یک ایمان محکم میخواد

    نظرات

    حمید عزیز از نظرت مرسیم اما باید بگم شعری که خواستی واقعا زیاد اما بخاطر وجود نازنینت یه شعر واست میزارم اونیم که خواستیا انشاء اله واست میل میکنم

    بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باورکنید که پاسخ آیینه سنگ نیست

    سوگند میبرم به مرام پرندگان در شهرما سزای پریدن تفنگ نیست

    در کارگاه رنگرزان دیار ما رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

    بهار میگذرد با شتاب عمر فکری کنید فرصت پلکی درنگ نیست

    تنها یک نفر به قله تاریخ میرسد هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست

    { جواب مسابقه}

    مرسیم از دوستان خوبی که نظراتشونا گذاشتند درمورد جواب مسابقه سعید:من اگه بتونم هر دوشونا نجات میدم چون به هر دو نیاز دارم .علی:دومیا چون دوسش دارمو حاضرم بخاطرش همه کاری بکنم رضا: من اولیا چون دوستم داره و مسعود :هیچکدوما {افرین واقعا که} اما جواب درست و کامل امیر عزیز گفته : دومی که من دوستشش دارم اما نمیدونم که اونم منا دوست داره یا نه ومن شک دارم دوستم داشته باشه ونمیدونم بخاطر کیه که رفته لب پرتگاه پس بیخیال میشم اما اولی چون اون منا دوست داره ومطمئنن بخاطر بیمحبتی که از من دیده رفته لب پرتگاه پس با همه وجود نجاتش میدمو بهش میگم که منم دوستش دارم {آفرین امیر جان جواب درست مال تو بود پس جایزشم نوش جونت}

    سوال این ماه:

    اگه قرار بود خودمون تصمیم بگیریم تو این دنیا تو جای چه چیزی دوست داشتی باشی یا راحتر دوستداشتی {آدم یعنی زن یا مرد<گل <درخت ودریا .کوه یا..... چی بودی وچرا؟

    چون نزدیک شب یلدا هستیم پیشا پیش یلدا را به همه تبریک میگم منجمله علی نازنینم که شب یلدا تولدش تولدت مبارک این شعرم به همه ی وطن دوستان وآریاییهای یلدا پسند هدیه میکنم به امید با هم ودر کنار هم بودن

    بیا افتاده وخیزان ره بجوییم مگر میخانه دل را بجوییم

    بیا از اشکها لبخند سازیم زتلخیها گلاب وقند سازیم

    بیا در دل گل حسرت نکاریم چو باران بر سر گلها بباریم

    بیا بیا تا خود پرستی را بسوزیم لباس سادگی بر تن بدوزیم

    بیا تا قدر یکدیگر بدانیم کتاب عشق را از سر بخوانیم

    بیا بیا پروانه یک شمع گردیم جدایی درد دارد جمع گردیم

    جدایی درد دارد جمع گردیم

    بیا امشب شب یلدای ما باش طلوع روشن فردای ما باش

    دلتون شاد لبتون خندان و رختان سبز خدایا آنان که دوستم دارند دوستبدار ودشمنانم را هم نگهدار چون به هر دو نیاز دارم دوستبدارید تا دوستتان بدارند تا دیماه بدرود

     

     

    + نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 8:27  توسط BITMIN  | 

    به نام آن مهربانی که مرا عاشق تو وتورا عاشق دیگری کرد

    در ذهن نیافرینمت میمیرم از شاخه اگر نچینمت میمیرم

    ای عادت چشمهای بی حوصله ام یک روز اگر نبینمت میمیرم

    درسته اگه نیام و به نظرات واحساسات خوب شما پاسخ ندم میمیرم

    سلام سلامی به زیبای تک تک برگهای رنگین پاییزی به تو دوست خوبم

    طنز:

    معلم به شاگردش میگه جعفر اگه من 4تا تخم روی میز بذارم تو هم 3 تاتخم بذاری جمعا چند تخم داریم شاگرد میگه اقا اجازه فکر کنم همون 4تا چون من نمیتونم مثل شما تخم بذارم

    یه عزیزی از آذربایجان میره ضریح مختارو میگیره میگه دمت گرم عجب فیلمی بازی کردیا{یاشاسین}

    یه عزیزی از رشت میره خونه میبینه یکی تو حیاط خونشه از زنش میپرسه خانوم این کینه؟میگه این ابوریحان بیرونی میگه :ااااااا عجب پس ابوریحان اینه! میره داخل یه آقای خوشتیپ عریان میبینه میگه زن این دیگه کینه؟میگه این بابا طاهر عریان.میگه عجب پس باباطاهر اینه

    شب موقع خواب اقاهه میبینه یکی داره با نور چراغ قوه دنبال خانم میگرده

    آقاهه میگه خانم خانم خانم جان پاشو پاشو بالام شیخ فضل اله نوری اومده باتو کار داره پاشوو

    احساسات"

    خیلی سخته که ببینی یه اهو اسیر چنگال یه شیره اما سختر اونه که ببینی موقع سیر شدن آقا شیره اسیر چشای شکارش شده

    خیلی سخته که تو پاییز دلت با غریبه ای آشنا شه همه چیزتا ببازی و وقتی که بهار شد اون بره با دیگری آشنا شه

    خیلی سخته که کسی را که تا دیروز واسش میموردی دل به حرفاش میسپردی همدمش بودی یه روزی سر روشونش میگذاشتی با دیدن کارت عروسیش یهو فکر کنی که خوابه همه چیزش یه سراب حال اون مال دیگری

    روزی که دلم پیش دلت بود گرو دستان مرا سخت فشردی که نرو

    روزی که دلت به دیگری مایل شد کفشان مرا جفت نمودی که برو

    نصیحت:

    از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کسی را مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کسی تورا مثل اون دوست نداشته باشه

    اما یادت باشه: اگه مثل گاو باشی میدوشنت اگه مثل خر باشی بارت میکنند اگه مثل اسب دونده باشی سوارت میشند اما فقط از فهم تو میترسند

    مسابقه؟

     آره مسابقه جایزه هم داریم اما به بهترین جواب

    سوال :{ اگه لب یه پرتگاه دونفر باشند اولی تورا دوست داره تو دومی را کدوم را نجات میدی و چرا ؟یادت باشه و چرا؟}

    نظرات :

    رضا جان مرسی از نظرت < ناراحت نشی دوست ناشناس من اما باید بی پروا بگم شاید منم اگه جای مادرت بودم عمرا واست زن نمیگرفتم چون خیلی بی دست وپایی راستش نه به بیحیایی وپرورویی برخی از پسرها نسبت به خونوادشون نه به این همه

    حجب وحیائ یکی مثل تو به نظر من تو اول باید خودتا یکم جمع وجور کنی یکم خشن شو بهانه گیری کن مامان چرا غذات قورمه سبزی چرا برنج شفته شده چرا ماست نیست اگه ماست بود چرا سالاد نیست بگو مثلا

     هوس لازانیا کردی بعد موقع خوردن بگو لازانیا مال نهار یا برعکس مال شب و نون وپنیر بیار بخور غذاتو بخور یکم کف بشقاب بذارو بگو نمیتونم اینم زوری خوردم هر روز یه جوراب بپوش و خودت نشور از ارزان سرا یه پیراهن ده تومنی بخر اگه مامان پرسید بگو

    35 خریدی اگه دعوات کرد بگو پول خودم منکه غیر شما کسی را ندارم واسه کی پولما پسنداز کنم شبا وقتی همه خوابند 1 ساعت تو حیاط قدم بزن صبحها یکم دیرتر پاشو خلاصه رفتارتا یکم تغییر بده امایادت باشه بی ادبی

     وبی احترامی نکنی مطمئن باش مادرت از ترس اینکه فریب بخوری معتاد بشی واست دست بالا میزنه اینطوری بهتر چون این مادر وابسته اگه خودش واست نره خواستگاری فردا پوست زن بیچارتا میکنه که پسر من چنان چنین و فقط من یکی زحمت بچه امو کشیدم و در واقع زنتم بجای آرامش معدن عذاب میشه واست پس

     اول مادرت بساز که با کمال میل یه دخترا بیچاره کنه والا اگه موفق نشدی برو خودت از برج میلاد آویزون کن {امیدوارم خوشبخت بشی داماد اینده }

    امیر جان فکر کنم دنبال این شعر بودی<> حالا شیطون طرف کیه ها؟

    تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

    ما که به هم نمیرسیم بسه دیگه بزار برم

    کی گفته که به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم

    حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم

    من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها

    نه بنده حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها

    غصه نداره بیکسی قشنگی قصه ماست

    که ما به هم نمیرسیم

    اما از حرفات فهمیدم که منظورت اینه {عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی غذا نیست که بهش ناخونک بزنی رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه باید جلوش زانو بزنی} مرسی

    مرسی از ندا حمید رضا زهرا خانم و دوستان عزیزی که نمیشناسم و با نظر و نوشتن مطلب دلگرمم میکنند

    بیا در باغ چشمانم درختی از عطوفت باش که من فانوس شهرم را به دستان تو بسپارم

    بعضی وقتها پیش اومده ما با یکی آشنا میشیم اما بعد یه مدت با دلخوری از هم جدا میشیم یا دعوا بحث بینمون زیاده میدونید علتش چیه ؟نه مطمئنم که نمیدونید چون هیچکسی نمیخواد طرف مقابلش حالا یا عشقش یا دوستش از دستش برنج مشکل کجاست ؟مشکل تو اینه که ما طرف مقابلمون واحساساتشا خوب

     نمیشناسیم بهتره اول با هر کسی که آشنا میشیم یه سری به خصوصیاتش بزنیم تا بهتر درکش کنیم من از این ماه خصوصیات هر ماه را تا جای که بتونم براتون تو وبلاگم میزارم امیدوارم که بتونم کمک کوچیکی بهتون کرده باشم تا هیچ وقت رابطتونا با دوست یا عشقتون یا.. بیخود قطع نکنید

    متولدین:

    مردآبان: در هر کاری که هست دوست دارد در اوج باشد ظاهر ارام او در حقیقت سرپوشی برای خواهشهای عمیق درونی اوست احساساتش غیر قابل وصف است زود رنج وحسود است نگاه نافذ ریز زیرک و عمق عجیبی دارد که در جذب طرف مقابل مانند هیپنوتیزم عمل میکند. او عاشق دانستن است علوم قدیم اسرار کهن برتری طلب اهل تجملات .عصبانیت او خطرناک ونیشش کشنده است پشتکار عجیبی دارد وبیکاری او باعث شکستش میشود.}

    {زن آبان:اومغرور مطمئن جذاب است رابطه با جنس مخالف برایش مفهوم خواصی دارد او افسوس میخورد که چرا مرد نیست شخصیتش میانه ای با زنهای لوس نداردنمیتوان براحتی اورا گول زداو روی هر کسی تاثیر مثبت میگذارد اگر شریک قدرتمند داشته باشد جهان را از نو میسازد حدو وسط برایش معنی ندارد یا بیتفاوت یا شدیدا عاشق دوستانش را به سختی انتخاب میکندخانه دار مادری دلسوز همسری فداکارودر هنگام خطر یک افعی واقعی است.}

    خدایا چه گم کرد آنکه ترا یافت وچه یافت آنکه ترا گم کرد

    دوستبدارید تا دوستتان بدارند تا وبلاگ بعد شاد وسلامت

    + نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 9:27  توسط BITMIN  | 

    وای نمیدونم اول باید سلام کنم یا عذر خواهی میدونم خیلی از دستم شکارید میدونم باز گفتید این بیت مین روز فقط بلد بدقولی کنه اما باید بگم این کامپیوتر تا ماه پیش مثل ساعت کار میکرد اما اول مهر یهو ..........خوب خودتون میدونید که اونبار چون کیبوردم خراب بود نشد درست تایپ کنم بنابراین از همتون عذر میخوام اما باید منرو ببخشید با خوبیهای خودتون مثل همیشه  اما باید بگم درسته که دیر اومدم اما با دست پر اومد

    که نتیجه این دست پر بودن مهربونی دوستان وخواننده گان خوبترش با نظرها و مطالب قشنگشون که از همشون ممنونم

     

    سلام به معشوقی که چهره اش قمرو چشم او ستاره است سلام بر عشقی که قطره قطره ی اشک شبانه چاره ی اوست به چشم یاری سلام که سوز ما زنگاه وشراره ی اوست سلام من به عزیزی که زینت شب ما ابر پاره پاره ی اوست

    ********************

    طنز

    به مشنگی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه

    خروس را بردن مرغداری ، گفت : منو این همه خوشبختی محاله ! محاله

    دیوونه میره پیش دکترمیگه یه کتاب نوشتم به نام ((صدای پای اسب)) دکتر می خونه میبینه 500 صفحه نوشته پیتیکو....پیتیکو.....پیتیکو

    دکتره به لره میگه : قندت بالاست باید یک ماه مرتب پیاده روی کنی . یک ماه بعد لره زنگ میزنه به دکتر میگه : من الان رسیدم دم مرز حالا چکار باید بکنم

    همسر یه تاجربه شوهرش میگه عزیزم هر موقع تو میری سفر من عصبی میشم شوهرش میگه:

    عزیزم من خیلی زودتر از اونچه تو فکر کنی میام پیشت زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه

    سوال:به 15 تا دختر تو استخر چی میگن؟! جواب:رانی هلو سوال:اگه 15 تا زن بودن چی؟ جواب:کمپوت انجیر سوال:اگه 15 تا پیرزن بودن؟ جواب:یه کاسه سیرابی

     

    یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌ قطار میره تو تونل و همه جا تاریک میشه،‌ یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون.

    پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینکه جوونه و دلش میخواد ولی به کسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش ، گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش

    نمیگیره، بازم نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌ بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو می‌خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!

     

    یه نی نی پسره کناره یه نی نی دختر خوابیده بوده پسره میگه:تو دختلی یا پسلی؟میگه نمیدونم.پسره میگه:الان بهت میجم.میره زیره پتو نیگا میکنه میاد بالا میگه تو دختلی.دختره میگه از کجا فهمیدی ؟میگه جولابات صولتیه
    ********************

    مطالب دوستان

    بیچاره دخترا اگر تپل باشند میگند چه گوشتی کی این چاقالو میگیره ؟ اگه خوشگل باشه میگند عجب جیگری

    اگه موودبانه حرف بزنند میگند چه لفظ قلم حرف میزنه اگه لاغر باشند میگند چه مردنیه اگه سریع جواب بده میگندچه بی حجب و حیاست اگه با فکر جواب بدند میگند ای وای چقدر ناز داره اگه آروم راه برند میگند اومده بیرون دور بزنه ول بچرخه اگه تند قدم بزنند میگند داره میره سر قرار اگه از تلفن کارتی بزنگه میگند داره با دوست پسر جدیدش میحرفه اگه با موبایلش حرف بزنه میگند ای وای عقده موبایل داره اومده نشون بده

    اگه حمام بره میگندوای ......... . .. . .. .وای وای از دست اینهمه مزخرف که واسه یه دختر بیچاره از دهن یه

    مشت بیکاردرمیییییییییییاد {مرسی از فهیمه نازنین}

     

    درپی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران

    دختر تو خیابون: عزیزم شماره بدم اس بده بزنگم ... پسر:اییییش گمشو دختر :جیگرتو بیا بالا برسونمت.. پسر: چرا مزاحم میشی خانم مگه خودت برادر پدر نداری اگه مزاحم بشی به مامانم میگما اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا {آقا مسعود شما هم ؟مرسی بابا ایول}

    بیچاره پسرا آخی نازی

    بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی آخییییییییی خدا صبرشون بده بیچارها {مرسی فهیمه نازنینم}

    گر بمیرد پسری دختری ترشیده شود گربمیرند پسران کل جهان لیته شود { وای از دست شما سینا خان البته باید بگم که تورا خداشما مواظب خودت باش مرسی}

     

    مردها مثل جای پارک (پارکینگ) هستن خوباشون که قبلا اشغال شده بقیشون که مونده یا کوچیک هست یا جلو در مردم {وای خدا اخه من چی بگم وقتی خودتون اینو میگید مرسی علی اقای گل}

    ********************

    نظرها

    خانم حدیث عزیز دوست ناشناس من مرسی از نظری که دادی و لطف کردی که وبلاگمو تا آخر خوندی اما همونطور که خودت خوندی هم مطالب من آموزندست هم شاد درسته که ما مسلمانیم اما نباید شادی کنیم؟ تازه اکثر جک های من را خود دوستانم برام میفرستند ومن حداقلشا انتخاب میکنم اینا بدون که ادمی که با یه مطلب طنز از راه به در بشه فکر نمیکنم آدم معقولی باشه در ضمن تو نت یا بیرون حرفها ی کریحتر از این وبلاگ وجود داره پس بیخیال

    آقا رضای عزیز مرسی از اینکه منا قابل اعتماد دونستی ودرد دل کردی من بتو فقط یه پیشنهاد میدم اونم اینکه اگه با صراحت نمیتونی به مادرت بگی وقت ازدواجت شده و نمیخوای از دستت ناراحت بشه خیلی راحت زمانی که سر شام هستید میتونی بهش بگی مامان جون وقتشه واست یه کمکی بیارم یا مامان جون آخه تا کی من باید شرمنده شما بشم بابا برو یه دختریا بیار که کنیزی تو خانمی منا بکنه دیگه یا اینکه اگه همونطور که گفتی حتی خریدتم با مادرته میتونی یه روز که رفتی بازار پشت ویترین یکی از مغازه های لباس عروس بایستی وبگی مادر جون ببین کدوم یکی از این خانها خوشگل ترند واسه من انتخاب کنی دیگه اگه مادرت ببخشید آیکیوش صفرم باشه متوجه نیازت میشه یادت باشه احترام پدرو مادر تا جایی لازم که باعث عذاب یا گناه نشه خوشبخت بشی داماد خجالتی آینده

    ********************

    احساسات

    میخوام بیام کنار تو تا یکم لوست کنم/ اگه کسی اونجا نبود یواشکی بوست کنم {مر30 سینا }

     

    یادت باشه زیر گند کبود/ تو بودی و من و کلی آدمای حسود/ تقصیر همون حسوداست که حالا/ هستی ما شده یکی بود یکی نبود

    مهرت ای دوست زمانی زدلم پاك شود/ كه همه پیكر من زیر زمین خاك شود

    تا ابد یاد عزیزان ز دل و جان نرود/ جان اگر رفت ولی خاطر خوبان نرود

    {مرسی ندا جان}

    عشق یعنی دستهایم مال تو/ چشم های خسته ام دنبال تو/ عشق یعنی ما گرفتار همیم/ دوستدار هم وفادار همیم {مرسی زهرا خانم}

    اگه با تو بودن اشتباهه اگه تو رو خواستن اشتباهه اگه عاشق تو بودن اشتباهه اگه براي تو مردن اشتباهه پس تو قشنگ ترين اشتباه زندگيمي {مرسی مهرداد گل}

    ********************

    مرسی از همه دوستان خوبم با اینکه گرفتارم اما وقتی محبتهای شما را میبینم ذوق به نوشتن در من زیاد میشه از همه دوستانم مطلب نظر داشتم اگه نگذاشتم بدونید یا تکراری بوده یا جاش تو وبلاگ نبوده ولی جواب همتون یه جمله است دوستتون دارم و دیوونه اتونم

    یامون باشهآنکه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌کنند

    خدایا مرا بخاطراین جمله که گفتم تورا بیشتر از خدا دوستدارم ببخش وبدان که هیچکس جای تورا در قلبم نخواهد گرفت

    دوستبدارید تا دوستتان بدارند تا سلام دیگر بدرود

     

     

     

     

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 11:11  توسط BITMIN  | 

    گر محبت ثمرش سوختن و ساختن است

    یا به دنبال محبت سر خود باختن است

    من به میدان رفاقت گذرم از سر خویش

    تا بدانی که این حاصل دوست داشتن است .

     

    من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم

    چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

    باتشکر از دوستان خوبم برام نظر گذاشتند و خواستند که وبلاگمو ادامه بدم باید بگم   وبلاگم از اول مهر   به روز رسانی میشه البته با کمک شما دوستان همراه از امروز منتظر مطالب جدید شما هستم دوستدار همیشگی شما‌‌ بیت مین روز‌‌‌  ‌‌‌‌

    + نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 17:35  توسط BITMIN  | 


    مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم

    با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم

    در جوابم شايد او حتي نگويد کيستي

    شايد او حتي بگويد لايق من نيستي

    مينويسم من که عمري با خيالت زيستم

    گاهي از من ياد کن ، حالا که ديگر نيستم

     

    با گفتن یک “عزیزم جایت خالیست" ،

    نه جای من پر می شود و نه از عمق

    شادی هایت کمتر ، فقط دلخوش می شوم

    که هنوز بود و نبودم برایت مهم است

     

    امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!

     

    اگه یه روز حس کردی تو یه زمان عاشق دو نفری,دومی رو انتخاب کن,چون اگه واقعا عاشق اولی بودی به عشق دومی گرفتار نمی شدی

     

    تو را آرزو نخواهم کرد.. هیچ وقت..! تو را زمانی می خواهم که خودت بیایی نه با آرزوی من..

    دوستان خوبم سلام نکردم ببخشید که دیر میام تقصیر مننیست تقصیر گرفتاریدنیاست کارو مشغله  بچه داری زندگی داری خونه داری ژول اب برق گاز تلفن چک کارمندی  نقد اقساط  خلاصه همه  اینها میمونه مال تین دنیا   من همیشه دوستون داشتمو دوستون میدارم  از خیلیهاتون  خبری ندارم  ولی ارزو دارم هر جا که هستید  خوب و سلامت زندگی کنید   راستش یه داستان بسیار تکان دهنده از مسعود  این دوست ناشناس من واسم بود که  میخواستم واستون بنویسم اما چه فایده وقتی اسم واقعیت میشه داستان زندگی همش داستان  حشیش شیشه گراس سکس تن فروشی

    لجن بودن کثیف بودن اینا همش واقعیتی که ما نمیبینیم فقط مال دیگرون میشه واسه ما داستان و تا نبینیم وتا سرمون نیاد  وتا از جامعه ترد نشیم  باور نمیکنیم مسعود جان من دیگه هیچی نمینویسم به من چه به تو چه  به امثال ما چه  وقتی دوستان من بهم میگند  تو هم اگه موقعیتت این نبود چنان میشدی    چنان میشدی  بیخیال  بزار هر کی هر کاری میخواد بکنه منو تو که ژیغمبر نیستیم  بزار تو جوب بیوفتند بزار اونقدر کثیف بشند که به قول تو ننه و باباشونم نشناسدشون        فقط اینا بدون هر کسی کاشته خودشو درو میکنه ژس هیچ وقت دیگه امر به معروف نکن بذار هر کسی تو اتیشی که واسه خودش میسازه بمیره وبسوزه منو تو هم تو این جامعه ایم ژسری که از صبح میره سر کار تا شب فکرش کار تفریحشم یه دربنده اونم جمعه ها با ژسری که ژولش از کثافت کاری باباشه و هر شب توی فرح زاد ولو میخوای ایندشون یکی باشه نه این به جامعه مابستگی نداره بلکه خودمون وخونوادهامونند که ایندمونا میسازند ژس بیخیال داداش  ممنون از داستان زیبات  مواظب خودت باش دوست ناشناس من

     

       انسانها سگ ها حیواناتی مفید و با وفا هستند / اما از نظر گرگ ها سگ ها گرگ هایی هستند که تن به بردگی داده اند تا در آسایش باشند

     

    من که گفتم اين بهار افسردني است / من که گفتم اين پرستو مردني است من که گفتم اي دل بي بند و بار / عشق يعني رنج ، يعني انتظار آه عجب کاري به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل

      تقوا یعنی چه؟

    تقوا یعنی این که 26 تا دانشجو دخترت پایین برگه امتحانیشون شماره موبایلشون را برات بنویسن و بگن استاد همه جوره در خدمتیم و تو حتی یک شماره را یادداشت نکنی ! ایثار یعنی این که همه برگه ها را یکجا تحویل معاون آموزشی بدی ! افسوس !یعنی حالتی که بهت دست میده وقتی معاون آموزشی بهت زنگ میزنه و برای چند تا از خوشگلترین اون 26 تا ازت نمره قبولی م...یخواد

    دوستون دارم دوستبدارید تا دوستتان بدارند

     خداوندا من از تو  سرمایه دارترم چون من ثروتی چون تو دارمو تو چون حقیری همچو من

    خداوندا از اینکه درهای زیادیا بجز تو زدم مرا ببخش  تا سلام بعد خدانگهدار

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 19:22  توسط BITMIN  | 


    چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

    در جاده اي که در آن هيچ بادي نمي وزد !

    نه مرا خواب به چشم ، نه مرا دل به دست

    چشم و دل هر دو به ديدار تو آشفته و مست .

     

    بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد. پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم. اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله

     

    امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد یا باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را تو که هر روز برایم نامه می نویسی .... مگه نه ؟!!

     

    کوروش کبیر:تو دنیا از سه آهنگ خوشم نمیاد:صداى کودکى از بى مادرى! صداى مجرمى از بى گناهى! صداى عاشقى از جدایى

    زندگی بدون عشق همچون درختی است بدون شکوفه و باروبر

     سلام امروز یکم دلم گرفته بود اومدم  اگه میبینید مطالبم دلتنگی شکایت از من نکنید از روزگاری شکایت کنید که   دراون حقیقت جرم گناه

     

    متولدین خردادماه مرد خرداد: مردم دوست رفیق باز

    تاجر خوب هیچ وقت تنها نمی ماند به قدرت فکری شما برای دوستی اهمیت میدهد دنبال مکمل خود

    است اهل گذشته نیست تنوع طلب سرزنده است دوست خوبی برای بچه هاست مورد علاقه است آراسته خوش لباس و معتقد به ازادیست { در کل بد نیست} زن خرداد: ا ز نظر فکری بلند پرواز است به زمین تعلق ندارد در جوانی همه چیز برایش سرگرمی بحساب می اید اگر با وی رابطه ی خوبی برقرار کنید رمانتیک وعاشق خواهد شد به احساس همدردی ومحبت شما نیاز دارد اما معمولا انرا بروز نمیدهد برای جلب رضایتش از تجارت صحبت کنید در کارش موفق است اهل استراحت نیست خوش مشرب مراقب همسر وفرزندانش است تولدتون مبارک خردادیها

     

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 13:48  توسط BITMIN  | 

     

    به یارو میگن: به نظرت اسطوره مقاومت کیه؟ میگه: مرغ!
    میگن چرا؟

    میگه: تا حالا روی تخم خودت نشستی؟


    به خانومه میگن چرا اینقد دماغت گندس خانومه میگه والا خواستم آیدان سفارش بدم اشتنباهی زنگ زدم لارجر باکس
    تا وقتی مجردی هرکی بهت میرسه میگه تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟ وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی؟

     اصفهانیه تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم...افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده...اصفهانیه یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت عباس ساعتم

    سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان

    نفرين دختراي مجرد به همديگه:الهي كف پات هيچ وقت رنگ آسمونو نبينه

     گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ......گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من..........

    يه شب تو کلانتري افسر نگهبان و استوار حوصله شون سر رفته بود . افسر نگهبان به استوار گفت برو يکي رو الکي بگير بيار يه کم سره کارش بزاريم. استوار ميره و يه ترکه رو مياره . افسر نگهبان ميگه:اين مرتيکه چيکار کرده؟ استوار ميگه:تو قهوه خونه با چيزش داشت چاي شیرین هم ميزد!!! ترکه ميگه:جناب سروان دروغ ميگه . اولش مگه من خرم که با چيزم چاي هم بزنم چيزم ميسوزه. دوما چيز من گنده است تو استکان چاي نمیرهسوما شما بیا چیز منا لیس بزن اگه شیرین بود منا بنداز زندون

    زن مثل اسکرین سیور میمونه، به هیچ دردی نمیخوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمیره


    + نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 12:47  توسط BITMIN  | 

    + نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 20:38  توسط BITMIN  | 

    مطالب قدیمی‌تر